نقد و بررسی مقاله‌ی «گویش هزاره‌گی و یک بیت از حضرت مولانا»؛

نقد و بررسی مقاله‌ی «گویش هزاره‌گی و یک بیت از حضرت مولانا»؛

(سلام علیک ای دهقان در آن انبان چها داری؟)
نوشته: جناب دکتر حفیظ شریعتی سحر
یادآوری!
چندی پیش جناب دکتر حفیظ شریعتی سحر در فیسبوک خویش مطلبی را زیر عنوان «گویش‌هزاره‌گی و یک بیت از حضرت مولانا» منتشر کردند که به نظر نگارنده خالی از اِشکال نبود؛ بخصوص در قسمت تقطیع اشعار و تبیین هجاها اِشکالات بیشتری به نظر می‌آمد. ایشان در ارتباط با یک مصرع از شعر مولانا، بر این باور هستند که قسمت نخست شعر مورد نظر ایشان، ناهماهنگی وزنی دارد و اگر شعر مولانا را با گویش و لهجة شرقی بلخی و هزاره گی بخوانیم مشکل وزنی آن رفع می‌گردد. در ارتباط با مطالبی که ایشان پیرامون عنوان فوق به رشته ی تحریر درآورده اند نگارنده در تبیین هر بندِ آن، نظر خود را ارائه کرده و توضیحات لازم را هم در این سیاهه داده است که از نظر خوانندگان گرامی خواهد گذراند.

مصرع مورد نظر در بیت حضرت مولانا
«سلام علیک ای دهقان، در آن انبان چها داری؟
چنین تنها چه می‌گردی؟ درین صحرا چه می‌کاری؟»
ایشان در ارتباط با شعر فوق، توضیحات بیشتری داده و فرموده‌اند که:
«با بررسی دقیق بیت، می‌توان فهمید که چرا «سلام علیک» وزن را بر هم می‌زند و «سلامالیک» درست می‌نشیند.
گام اول: تقطیع وزن
اگر بخواهیم بیت را به صورت تقطیع عروضی بررسی کنیم، باید هجاها را بنویسیم: سَلامُ عَلَیک ای دِهقان sa-lā-mo a-layk ey de-qān
در تلفظ معمول فارسی: سَلا مُعلَیکِی دِقّان (در شعرخوانی ممکن است این گونه ادغام شود.)

بررسی مطالب بالا
ایشان متذکر شده اند که چرا «سلامُ علیک» وزن شعر را برهم می‌زند و «سلامالیک» درست می‌نشیند. البته در ارتباط با بهم خوردن وزن، بعداً به آن خواهیم پرداخت.
ابتدا به نحوه ی تقطیع شعر فوق توسط ایشان می‌پردازیم و یک بار دیگر تقطیع شعر فوق را توسط ایشان مرور می کنیم: sa-lā-mo a-layk ey de-qān
به نظر نگارنده، تقطیع فوق کمی مشکل دارد و باید این‌گونه تقطیع گردد:
sa-lā-mo a-lay-kay deh-qān
تقطیع نگارنده، فقط جنبة اصلاحی دارد و شامل اصل تقطیع شعر مولانا که بعداً به آن خواهیم پرداخت، نمی‌گردد. در طرز تقطیع ایشان، سه نکتة قابل تأمل وجود دارد:
یک: در گویش مردم افغانستان «ای» به فتحه تلفظ می‌شود، نه به کسره؛ پس به جای ey، باید ay می‌گذاشتند؛ اما این تغییر مصوت، اصلاً مهم نیست و صِرف جنبه ی یادآوری دارد.
دو: کلمه ی «دهقان» از دو هجای بلند تشکیل شده است؛ یعنی «دِه» و «قان» در هجای اول، «ه» ملفوظ است و نباید حذف گردد.
سه: در تلفظ معمول فارسی بالا (سَلا مُعلَیکِی دِقّان) هم به نظر می‌رسد که صورت تلفظ آن به درستی تحریر نشده است؛ زیرا ممکن نیست که مردم، آن را چنان‌که ایشان مرقوم فرموده اند تلفظ کنند. بخصوص در تلفظ «مُعلَیکِی» و «دِقّان» که با کسرة واج «د» و تشدید «ق» نوشته شده است.
تقطیع شعر به صورت جدا
ایشان، شعر فوق را چنانکه فرموده اند، به صورت جدا خوانده و این‌گونه تقطیع کرده‌اند: «اما اگر به‌صورت طبیعی و جدا بخوانیم:
سَلا / مُ / عَ / لیک / ای / دِه / قا / ن» …
بررسی تقطیع بالا
تقطیعی که در بالا انجام داده‌اند و آن را خوانش طبیعی و جدا ذکر کرده‌اند، نیز درست به نظر نمی‌آید. به این دلیل که نمی‌توان در بخشی از یک کلمه یا مجموعه‌ای از واج‌ها راکه در آن دو مصوِّت وجود داشته باشد، یک هجا به حساب بیاوریم. (سَلا = س + ـَ + ل + ا)؛ بنابراین، «سلا» دو هجا دارد و از سوی دیگر «ن» ساکن «دهقان» به دلایلی که بعداً توضیح داده خواهد شد، در آخر این نیم‌مصرع نیز از تقطیع ساقط می‌گردد.
تقطیع جدا و درست نیم مصرع فوق، این گونه است:
«س/ لا/ مُ / عَ / لَی/کَی/ ده / قان»
توالی هجاها و ناهماهنگی وزن شعر
ایشان علاوه بر تقطیع فوق که ملاحظه فرمودید، این مطلب را نیز متذکر شده‌اند که:
«این توالی هجاها وزن را کمی سنگین و ناهماهنگ می‌کند، چون «علیک» دو هجای بلند دارد (عَ + لیک)، در حالی‌که در وزن کلاسیک مولوی، معمولاً در آغاز بیت وزن‌هایی چون مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن فعولن یا فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فعلن رایج است.»
بررسی توالی هجاها و ناهماهنگی وزن شعر
آن گونه که ایشان تقطیع کرده‌اند، (میم سلام را مضموم در نظر گرفته اند) واقعاً وزن شعر «سنگین و ناهماهنگ» است و گفته ی‌ ایشان در این مورد، درست است اما درست بودنِ موضوعِ «ناهماهنگی وزن شعر»، از نادرست بودن خوانش عروضی و مجموع توضیحات و توجیهات ایشان، نمی‌تواند جلوگیری کند؛ چنان که در بخش دیگر گفته‌های ایشان که فرموده‌اند: «علیک» دو هجای بلند دارد، نیز درست نیست زیرا «علیک» از یک هجای کوتاه (عَ) و یک هجای کشیده (لَیک) تشکیل شده و اصل آن چنین است: «ع + ـَ + ل + ـَ + ک» که در تقطیع چنین می‌شود: «عَ / لَیک» که «عَ» = هجای کوتاه و «لَیک» = هجای کشیده می‌باشد.
برای روشن شدن بیشتر مطلب، با رعایت اختصار، نگاهی هم به انواع هجاها – بدون تعریف آن- نیز می‌اندازیم.
هجاهای سه گانه
۱. هجای کوتاه؛ که از ترکیب دو واج ساخته می‌شود مثل: نه، (ن + ـَ )، تو، (ت + ـُ) به، (ب + ـَ) وغیره. (صامت + مصوت)
۲. هجای بلند؛ که از ترکیب سه واج ساخته می‌شود و بر دو گونه است مثل: ما، بی، او (صامت + مصوت بلند) و در، دل، سر (صامت + مصوت کوتاه + صامت)
۳. هجای کشیده؛ که از ترکیب چهار یا پنج واج به دست می‌آید و سه گونه است. مثل:
الف- کام، تیر، بود (صامت + مصوت بلند + صامت)
ب- مرد، کِشت، برد (صامت + مصوت کوتاه + صامت + صامت)
ج- کاشت، زیست، دوست (صامت + مصوت بلند + صامت + صامت)
در قسمت دیگری از گفته‌های ایشان که فرموده اند «معمولاً در آغاز بیت وزن‌هایی چون مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن فعولن یا فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فعلن رایج است»، یادآوری می‌گردد که اوزان مورد نظر ایشان که در حقیقت «ارکان» بیت هستند، تنها در آغاز بیت نمی‌آیند؛ بلکه هر مصرع از بیتی که بر مبنای هر بحری سروده شود، باید در تمام ابیات مراعات گردد تا وزن بقیه ی بیت‌ها بهم نخورد و ناهماهنگ نشود.
بررسی بخش دیگر مطلب
در این بخش، ایشان برای اینکه مشکل سنگینی و ناهماهنگ بودن مصرع فوق را برطرف کنند، حالت دیگری را پیشنهاد و بررسی نموده و آن را به گویش بلخی و هزارگی هم منتسب کرده‌اند و همچنین به بررسی حالت «سلامالیک» نیز پرداخته اند: «گام دوم: بررسی حالت «سلامالیک»
در لهجه‌های قدیم‌تر مانند لهجه بلخ، به ویژه گویش‌هزاره‌گی در گفتار عرفانی یا عامیانه، «سلام علیک» در اثر پیوستگی تلفظی به شکل سلامالیک درمی‌آید: سلامالیک ای دهقان sa-lā-ma-lik ey de-qān
این‌جا «ما» و «لِک» به هم چسبیده و یک هجای بلند کمتر داریم. وزن در این حالت نرم‌تر و متناسب‌تر می‌شود.»
بررسی متن فوق
انتساب «سلامالیک» به بلخ و گویش هزارگی و چسباندن آن به «گفتار عرفانی یا عامیانه» نیز خالی از چالش نیست. به این دلیل که «سلامالیک» گفتن در بین تمام مردم افغانستان رایج است و تنها مرتبط با لهجه ی مردم بلخ و هزاره نیست و از سوی دیگر به موضوع عرفان هم ربطی ندارد. دیگر اینکه گفتار عرفانی مساوی به گفتار عامیانه هم نیست. خلافِ اذعان و تقطیع ایشان، (sa-lā-ma-lik ey de-qān) «ما» و «لِک»، به‌هم نچسبیده اند؛ به این دلیل که «ما + لیک = مالیک» می‌شود و این مالیک، جبراً متشکل از دو هجا است که هجای اول، بلند و هجای دوم کشیده است. در بخش دیگری فرموده‌اند که به دلیل این‌که «ما» و «لِک» [لیک] بهم چسبیده، یک هجای بلند کمتر داریم و وزن، در این حالت نرم‌تر و متناسب‌تر می‌شود.
این گفته ی ایشان نیز خالی از مشکل نیست زیرا اگر در این حالت، وزن شعر، نرم‌تر و متناسب‌تر ‌شود، معنای آن این است که در حالت قبلی، وزن شعر نرم و متناسب بوده اما حالا با گفتن «سلامالیک» نرم‌تر و متناسب‌تر شده است. پس در صورتی که نرم و متناسب بوده، قضیه حل است و دیگر نیازی به نرم‌تر و متناسب‌تر ساختن وزن نیست.
در بخش آخر متن، مقایسه‌ای بین دو حالت «سلام علیک» و «سلامالیک» انجام داده‌اند و چنین متذکر شده‌اند:
«مقایسه‌ی دو حالت
سلام علیک 8 هجا (با کشش مضاعف) وزن سنگین‌تر، گسسته ناهماهنگ با وزن شعر.
سلامالیک 7 هجا (یک ادغام) وزن روان‌تر، خوش‌آهنگ‌تر هماهنگ با وزن عرفانی و عامیانه»
بررسی متن بالا
جناب دکتر، در مقایسه ی دو حالت فوق، «سلام علیک» را «هشت هجا» با کشش مضاعف دانسته اند البته نگارنده، مفهوم «کشش مضاعف» را ندانست. ممکن است منظور ایشان «هجای کشیده» باشد. با آن‌هم، بیان مطالب فوق درست نمی‌باشد زیرا «سلام علیک»، صِرف پنج هجا به شرح زیر دارد، نه هشت هجا: «سَ/لا/مُ/عَ/لیک»
جناب دکتر شریعتی گرامی، احتمالاً هشت «واج» منهای چهار واکه ی کوتاه و یک واکه بلند را هشت «هجا» تصور کرده اند در حالی که «سلامالیک» چهار هجا دارد، نه هفت هجا.
در سطرهای بعدی توضیح بیشتری در مورد تعداد هجاهای مورد نظر داده خواهدشد.
ایشان در نتیجه‌گیری نهایی، چنین مرقوم فرموده اند که:
«در وزن و لحن مثنوی‌وار مولوی، شکل طبیعی‌تر «سلامالیک» است، زیرا: هم با گفتار عرفی قرن ششم– هفتم سازگار است. و هم وزن شعر را روان‌تر می‌کند.
بنابراین، اگر بیت را با «سلامالیک» بخوانیم، وزن طبیعی و موسیقایی آن برقرار می‌شود. ولی اگر «سلام علیک» جداگانه ادا شود، در مصراع نخست اختلال وزنی پیش می‌آید…
ادیبان ایرانی چون با لهجه بلخ، گویش هزاره‌گی و گویشوری حضرت مولانا آشنا نبوده‌اند، این بیت را این گونه با مشکل وزنی، آورده‌اند و برخی هم گفته‌اند که حضرت مولانا، وزن را مراعات نمی‌کرده است که چنین نبوده است و باید شعر حضرت مولانا را به زبان مرم بلخ آن روزگار و گویش‌هزاره‌گی دست‌کم، خواند تا این مشکل برطرف شود.
یاهو»
بررسی آخرین مطلب ایشان
اگر از حواشی متن فوق بگذریم، لُبِّ بند آخر مطالب ایشان این است که «سلام علیک» را باید «سلامالیک» بخوانیم تا «وزن طبیعی و موسیقایی آن برقرار شود.»
در مجموع، با نادیده گرفتن بحث‌های اضافی مثل گویش رایج بلخ و هزاره و دیگر مطالب فوق، پیش از این‌که به تقطیع «سلام علیک» و «سلامالیک» بپرداریم، به یک سؤال اساسی باید پاسخ دهیم که آیا ما مجاز هستیم شعر مولانا را آن‌گونه که خود تحریر کرده است (سلام علیک)، این‌گونه (سلامالیک) تقریر کنیم؟
آیا اِعمال چنین گشتاری در اصلِ تحریر جایز هست؟
اگر با گفتن «سلامالیک»، مشکل «سلام علیک» رفع می‌شد، چرا خود مولانا این کار را نکرد؛ تا مشکل پارسی گویان ایرانی را یکسره حل می‌کرد؟
جواب این است که مولانا حداقل در همین مصرع و چند مصراع مشابه دیگر که با «سلام علیک» شروع می‌شود، نخواسته است «شکسته نویسی عامیانه» را در اشعار خود داخل کند.
در این صورت، چرا مولانا از کلماتی استفاده کرده است که وزن شعرش را این‌گونه بهم ریخته است؟
نگارنده معتقد است که مشکل در تحریر «سلام علیکِ» شعر نیست؛ مشکل در تقریر و تقطیع آن است؛ پس، اگر چنین است، جناب آقای دکتر شریعتی موضوع را خوب تشخیص داده اند؛ لذا نباید به نوشته‌های ایشان ایراد گرفت.
در ارتباط با این موضوع و رفع شُبهه، باید گفت که: ایشان درد را خوب حس نموده اما درمان را بد تجویز کرده‌اند. به عبارت دیگر، برای درمان این درد، نسخه ی حاوی «داروی فیک» یا «شبه‌دارو»، پیچیده‌اند.
برای اینکه موضوع را کاملاً درست و فنّی درک کنیم و گره کور «وزن ناهماهنگ» شعر مولانا برای ما راحت‌تر باز گردد، توجه شما را به یافته‌های زیر جلب می‌کنم.
بررسی کلی موضوع
اگر بیت فوق را براساس خوانش عروضی مطالعه کنیم، هیچ مشکلی در تعادل وزنی آن وجود ندارد. مشکل، در خوانش و تقطیع عروضی است، نه در وزن عروضی آن.
سنجش اوزان عروضی بیشتر متکی به آواها است، تا اَشکالِ ظاهری واج ها و حروف. به عبارت دیگر، صحت و سقم اوزان عروضی متکی بر روساخت شنیداری هجاها است نه روساخت دیداری آن ها، به شرطی که گویش عامیانه را در آن دخیل نسازیم.
در مصرع «سلام علیک ای دهقان، در آن انبان چها داری»، برای اینکه مطابق قواعد علم عروض، با اتکا به روساخت‌های شنیداری، عمل کنیم و رکن نخست افاعیل عروضی را بدون تزلزل وزن شعر، به درستی ایجاد نماییم، یک بار دیگر به مصرع فوق رجوع و آن را به دقت مطالعه می‌کنیم:
«سلام علیک ای دهقان، در آن انبان چها داری»
در روساختِ دیداریِ کلمة «سلام» هیچ‌گونه مصوت اضافی وجود ندارد اما، ما عادت کرده‌ایم که آن‌را در متون ادبی و غیر ادبی، «سلامُ علیک» تلفظ کنیم. حال اگر این «سلامُ علیک» را به سکون «م» تلفظ کنیم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ جواب این است که هیچ اتفاق غیرمنتظره‌ای نخواهد افتاد و تنها یک ضمّه از آن کم شده و تبدیل به «سلامْ علیک» می‌گردد و از سوی دیگر، روساخت دیداری آن‌ هم تغییر نمی‌کند و در عین حال، در هماهنگ‌سازی وزنِ شعر نیز ممد واقع می‌گردد.
با اِعمال این تغییر جزیی، این سؤال پیش می‌آید که آیا ما مجاز به چنین دخل و تصرفی هستیم؟ جواب مثبت است، آری؛ حتی می‌توانیم یک همزه را با مصوت پس از آن حذف کنیم چنانکه در شعر دیگری از مولانا به سادگی این اتفاق افتاده است.
به این شعر توجه کنید:
این سخن و آواز از اندیشه هاست
تو ندانی بحرِ اندیشه کجاست
در مصرع نخست، مشاهده می‌گردد که در میان «سخن و آواز» یک «و» عطف وجود دارد که ما می‌توانیم آن را این‌گونه تقطیع کنیم: «این/ سُ/ خَ/ نُ/ آ/ وا/ زَز/اَن/ دی/شَ/هاست»؛ اما در اصلِ تقطیع، «ن» سخن، ساکن و «و آواز» تبدیل به «واواز» می‌شود و ضمه (ـُ) که می‌توانست جایگزین حرف ربط «و» باشد، حذف گردیده است. (همان‌گونه که «م» سلام را ساکن و ضمة آن را حذف کردیم)
تقطیع بیت مولانا
این/سُ/خن/وا| وا/ زُ / از/ اَن|دی/شَ / هاست
تو/ نَ / دا/ نی |بح / رِ / اَن/ دی|شه/کُ /جاست
فاعلاتن، فاعلاتن، فاعلات
همچنین، در این شعر فردوسی نیز مشخص می‌گردد که چگونه برخی از واکه‌ها و واج‌ها حذف می‌گردند:
به چرم اندراست گاوِ اسفندیار
ندانم چه پیش آوَرَد روزگار
در شعر فوق مشاهده می‌گردد که در مصرع نخست، «به چرم اندراست»، تبدیل به «بَ/ چَر/ مَن/ دَ/ رَست» شده است. یعنی ابتدا «ه» غیرملفوظ حذف و سپس صامت «ء» و مصوت «ـَ» حذف شده اند (ء + ـَ = ا). مشاهده می‌گردد که «م» چرم، با حذف دو واج مذکور (الف) دارای حرکت مفتوح گردیده است.
از این دست نمونه‌ها زیاد است؛‌ مزید براین، دلیل این حذف ضمه در «سلامُ» را بعداً که تقطیع و رکن بندی کردیم بیشتر خواهیم فهمید.
بعد از اینکه «م» سلام را ساکن کردیم، به روساخت شنیداری آن توجه می‌کنیم. ابتدا رکن‌های آن را جدا کرده تا افاعیل عروضی آن را تشخیص دهیم؛ پس یک بار دیگر روساخت شنیداری آن را با توجه به حذف ضمة «م» بازنویسی می‌کنیم:
«سَ/ لام/ عَ/ لیَک/ ای/ ده/ قان»
ابتدا از میان تمام این واج ها، رکن اول بیت را ایجاد می‌کنیم:
از آنجایی که این شعر مولانا دارای ارکان چهارهجایی بر وزن چهاربار مفاعیلن است (بحر هزج مثمن سالم)، آن را بر اساس ارکان فوق، رکن بندی می‌کنیم.
پیش ازاین، «م» علیک را ساکن کرده بودیم و نتیجه ی آن این شد: «سَ لامْ عَ لیک». حال این ترکیب چهارهجایی را با رکن «مفاعیلن» منطبق می‌سازیم که این‌گونه می‌شود:
سَ = مَ
لا = فا
مع («م» از سلام + «ع» از علیک)= عِی
لَی = لُن
نتیجة آن: «سَ لا مَع لَی» است که = «مَ فا عِی لُن» می‌شود.
حال این پرسش پیش می‌آید که چرا مصوت «ـَ» تغییر مکان داده و پس از صامت «م» آمده است؟ یکی از دلایل آن این است که در زبان فارسی دری، تلفظ «ع» معادل «ء» است و مانند مثال‌های پیش، این همزه هم در تقطیع حذف شده و از آن، تنها مصوت «ـَ» باقی مانده است که پس از صامت «م» قرار گرفته است؛ چنانکه در «چَر/ مَن/ دَ/ رَست» این گشتار صورت گرفته است.
همچنین، می‌بینیم که «کافِ» علیک اضافه بر انطباق شده است که در نتیجه، مجبوریم این «ک» را در اولِ رکنِ دوم منتقل کنیم.
پیش از انجام این کار، لازم است به یک نکته ی دیگر هم اشاره کنم که بسیاری از مردم افغانستان، «سلامُ علیک» را علاوه براینکه به صورت عامیانه «سلامالیک» می‌گویند، مانند مردمان شبه‌قاره هند و کشور پاکستان، بخصوص در «قوالی‌ها»، «سلامَلَیک» هم می‌گویند. حال اگر شکل استعمال عامیانة «سلامَلَیک» را هم در نظر بگیریم، از نظر وجه شنیداری آن که منطبق با «سلامْ‌علیک» است، دچار مشکل وزنی نمی‌شویم امّا طریقِ تقطیعِ علمی و فنّی آن، همان است که در سطرهای بالا، آن را منطبق با ارکان عروضی انجام دادیم. پس، استعمال «سلام‌ْعلیک»، با حفظ شکل دیداری آن در شعر فوق، هیچ‌گونه مشکل ناهماهنگی وزن را اینجاد نمی‌کند و به‌طور طبیعی، بدون تغییر روساخت دیداری، دارای وزن درست عروضی می‌باشد و لازم نیست که متوسل به استعمال «شکسته‌نویسی عامیانة» آن به شکل «سلامالیک» شویم.
در مجموع، مصرع نخست شعر، این گونه تقطیع می‌شود:
سَ /لا/ مَعْ/ لَی|
مَ/ فا/ عی/ لُن
کَ/ اَی/ دِه/ قا(ن)|
مَ/ فا/ عی/ لن
دَ/ را(ن)/ اَنْ/ با(ن)|
مَ/ فا/ عی/ لن
چِ/ ها/ دا/ ری|
مَ/ فا/ عی/ لن
در باره ی «ن»های داخل دوکمانک، بعداً توضیح خواهم داد.
همان گونه که پیشتر گفتیم، برای ارکانِ نیم‌مصرعِ نخست، «ک» علیک، در رکن دوم منتقل می‌شود و بعد از انتقال، ناگزیر مصوِّتِ مفتوح هم می‌گیرد.
تقطیع کل مصرع
سَ/لا/مع/ لَی | کَ/اَی/دِه/قا(ن)|
مفاعیلن | مفاعیلن
دَ/را(ن)/اَن/ با(ن)| چِ/ها/دا/ری|
مفاعیلن | مفاعیلن
نشانة افاعیل عروضی
مَ فا عی لن = U _ _ _
اینک باز بر می‌گردیم به توضیح بیشتر بقیه ی مطالب و موضوع هجاها که در بخش نخستِ بحث مطرح گردید و جناب دکتر شریعتی «سلامُ علیک» را دارای هشت هجا دانسته بودند.
همان گونه که در سطرهای پیش گفته شد، «سلامُ علیک» (با میم مضموم) دارای ۵ هجا است، نه بیشتر، و همچنین دارای ۱۳ واج است:
«س + ـَ + ل + ا + ا +م + ـُ + ع + ـَ + ل + ـَ + ی + ک» = ۱۳ واج و ۴ واکة کوتاه و یک واکة بلندِ «ا» است و «ا» دو واج محسوب می‌شود.
در صورتی که واکة «ـُ» را از میم سلام حذف کنیم دارای ۱۲ واج و چهار هجا خواهد شد. همچنین، «علیک» دارای دو هجا است. (عَ + لَیک) که هجای اول کوتاه و هجای دوم آن کشیده است. همچنین دارای ۶ واج است که دوتای آن واکه است. یعنی «ع + ـَ + ل + ـَ + ی + ک» = ۶ واج و دوفتحه ( ـَ + ـَ) = ۲واکه اند.
تقطیع مصرع دوم بیت مولانا
(چنین تنها چه می‌گردی درین صحرا چه می‌کاری)
چُ/ نی(ن)/ تن/ ها| چِ/می/گر/دی|
مفاعیلن | مفاعیلن
دَ/ ری(ن)/صح/را|چ/می/کا/ری|
مفاعیلن | مفاعیلن
توضیح «ن»های بین دوکمانک
اگر بعد از مصوت‌های بلند «او، آ، ای»، نونِ ساکن بیاید، آن نون، از تقطیع ساقط می‌گردد؛ چنان که در هجاهای «قان» (هجای دوم دهقان)، «ران» (هجای دوم درآن) و «بان» (هجای دوم انبان)، همة «ن»های ساکن ساقط گردیده اند.
در مصرع دوم نیز «ن»های ساکنِ «نین» (هجای دوم چنین) و «رین» (هجای دوم درین) ساقط شده‌اند.
همچنین، یادآوری می‌گردد که اگر نشانه‌های استفهام (=؟) را هم درج نکنیم، مشکلی پیش نخواهد آمد؛ زیرا ادات استفهام (= چه) در جمله‌های فوق موجوداند.
نگارنده، نتیجه‌‌گیری این بحث را به خوانندگان گرامی واگذار کرده و در پایان این نوشته، امیدوار است گشودن دریچه ی این‌گونه مباحث (نقدهای ادبی و فرهنگی) در رسانه‌های مجازی باعث رنجش خاطر نویسنده یا نویسندگانی که در این عرصه‌ها قلم‌فرسایی می‌کنند نگردد و راهی برای استفاده ی بهتر و بیشتر جویندگانِ این حوزه باشد.
و من الله التوفیق
نویسنده: دکتر حسن «فضائلی مهاجر»
کویته، ۲۴ عقرب ۱۴۰۴ هـ. خورشیدی

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button