
یادداشتی بر عاشورا؛ چرا امام حسین قیام کرد؟
نویسنده: محمد یاسین صمیم
در محرم سال ۶۱ هجری قمری، رویداد بس تراژیک و غمانگیزی در منطقهای به نام «کربلا» رخ داد که انعکاس آن پس از قرنها، همچنان در قلبها و اندیشههای میلیونها انسان در سراسر جهان زنده است. نبردی که هرچند از نظر نظامی ابعاد بزرگی نداشت و در ظرف چند روز تمام شد؛ اما اثرات اعتقادی و سیاسی عمیقی بر جای گذاشت که سرآغاز برخی خونخواهیهای داخلی نیز در جامعهی آن روز عراق شد. رویدادی که جدا از هر مذهب و مرامی، نفس آن حرکت شجاعانه و تأملبرانگیز است و در سطح علمای جهان اعم از شیعه و سنّی و حتا مسیحیت بازتاب برجسته داشته است.
برای درک فلسفهی این قیام، بهترین و موثقترین راه، مراجعه به کلام خود امام حسین (ع) است. آن حضرت در وصیتنامهای که هنگام خروج از مدینه برای برادرش محمد حنفیه نوشت، هدف خود را چنین بازگو کرد: «من فقط برای اصلاح در امت جدم به پا خاستم. میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم.» و نیز، ایشان در خطبهای که در مسیر کربلا برای لشکریان حرّ ابن یزید ریاحی ایراد کرد، با اشاره به وضعیت اسفناک جامعه اسلامی گفت: «آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل جلوگیری نمیگردد؟ در چنین شرایطی بر مؤمن لازم است که به دیدار پروردگارش راغب باشد.»
درباره هدف نهایی قیام امام حسین (ع)، میان پژوهشگران علوم دینی دیدگاههای مختلفی وجود دارند؛ برخی بر این باورند که هدف ایشان صرفاً «اصلاح امور امت» و «امر به معروف و نهی از منکر» بوده است؛ اما برخی منابع و تحلیلهای حادثه عاشورا، بر این واقعیت تأکید دارند که امام به دنبال تشکیل یک حکومت جایگزین بوده و این امر را با استناد به نامهها و دعوتهای مکرر مردم کوفه برای تشکیل حکومت عادلانه و تاکیدهای امام بر «محافظت از سنت پیامبر و عدالت اسلامی» برجسته میکنند.
در واقع، بسیاری از پژوهشگران معاصر، این دو هدف را در هم تنیده میدانند و معتقداند که «اصلاح» در نگاه امام حسین ماهیت سیاسی داشت و بدون برکناری حکومت یزید و استقرار یک نظام عادلانه مبتنی بر قرآن و سنت و اصول خلفای راشدین، امکانپذیر نبوده است؛ بنابراین قیام امام نه صرفاً یک اقدام اخلاقی و اصلاحی، بلکه حرکت بسیار آگاهانه برای «احیای عدالت اسلامی» در قالب یک نظام سیاسی جایگزین دستگاه اموی بوده است.
به هرحال، بهطور خلاصه، از مجموع سخنان و خوانشها درباره آن حرکت وسیع سیاسی و تبلیغی امام حسین، میتوان نکات ذیل را منحیث اهداف انقلاب امام حسین خلاصه کرد. اگرچه بحث درباره هریک از اهداف، وقت کافی و تخصص نیاز دارد که در توان این قلم شاید نباشد:
۱. اصلاح امور امت و احیای اسلام اولیه: بازگرداندن جامعه به مسیر درست و مبارزه با انحرافهای آشکار؛
۲.اجرای امر به معروف و نهی از منکر در برابر دستگاه فاسد و ستمگر یزید و زمامداران وی؛
۳.مبارزه با بدعتها: زدودن خرافات و تحریفهای وارد شده به دین؛
۴.افشا کردن ماهیت و ظاهر حکومت یزید و برجسته کردن این موضوع در افکار عمومی که اگر یزید خلیفه مسلمین بماند، «با اسلام باید خداحافظی» کرد؛
۵.براندازی حکومت یزید و ایجاد یک حکومت مبتنی برعدالت و پاسخگویی به مردم؛
۶. ایستادن پای عقیده و ارزشهایی که امام حسین و خانواده اش خود را در آن ذیحقتر و آگاهتر میدانستند.
عاشورا و وضعیت ما
امروز که ما به عنوان جامعه شیعه و هزاره، قرنهاست از آن رویداد تاریخی فاصله داریم و از این واقعه بزرگ سخن میگوییم و برای آن اشک میریزیم، آیا از خود پرسیدهایم که چرا با وجود این همه سرمایهگزاری عاطفی و مادی در طول تاریخ، تغییرات ملموسی در روحیات، تفکرات و عملکرد ما دیده نمیشود؟ چقدر از انقلاب امام حسین درس گرفتهایم که در مسایل تأثیرگذار بر سرنوشت جمعی خود حساس و آگاه باشیم؟ چقدر عنصر آزادگی را در زندگی فردی و جمعی خویش تقویت کردهایم؟ آیا در میان ما آنهایی که بیشترین نقش را در برگذاری منبر و مرثیه و وعظ دارند، از دیگران آزادهتر و شجاعترند؟ خلاصه، از آموزههای اخلاقی و عملی عاشورا، چقدر درس گرفتهایم؟
پاسخ اکثریت ما شاید به این پرسشها با اما و اگر همراه باشد: بارها دیده و شنیدهایم که برخی از افراد و آدرسهای مذهبی که بیشترین شعار «حسین مظهر آزادگی» را سر میدهند و از شجاعت ابوالفضل عباس تبلیغ میکنند و خود را خادم اصیل اهلبیت میدانند، در عرصه عمل در چاپلوسی، تسلیمطلبی، نفاقافکنی، استفادهجویی مالی، ترویج خرافات پیشگامتر بودهاند. علاوه برآن، جامعه ما با وجود این همه تأکید بر درسگیری از عاشورا، همچنان از ظلمپذیری و رعیتبودن فاصله چندانی نگرفته است.
آسیبشناسی آیینهای محرمی
به نظر میرسد که یکی از دلیلهای اصلی این ناکامی، رویکرد غالب به رویداد محرم است. بسیاری از واعظان و سخنرانان مجلسهای محرمی تلاش میکنند عاشورا را صرفاً بهعنوان یک موضوع حماسی و احساسی تفسیر کنند تا بازار گریه و شیون، نذر و خیرات پررنگتر شود. در این رویکرد، جنبههای عینی و عقلانی قیام امام حسین به حاشیه میرود و بازار فروش محصولات تجارتی و درآمد تبلیغیهای تجارت اندیش پر رونق میشود؛ چنانکه از زمان شروع جمهوریت بدینسو شاهد تغییرات گسترده در شیوه برگزاری مجالس محرمی هستیم.
بهطور خلاصه، آسیبهای این رویکرد عبارتند از:
• غلبه احساس بر معرفت: عزاداری صرفاً به گریه و احساسات محدود میشود و پیامهای اصلی مانند عدالتخواهی، مبارزه با ظلم و اصلاح اجتماعی مردم نادیده گرفته میشود.
• ورود خرافات به حوزه زندگی: نقل داستانهای بیسند، کرامات اغراقآمیز و رفتارهای عجیب که پشتوانه تاریخی ندارند.
• ترویج اعمال زیان بار مانند قمهزنی که از سوی بسیاری از مراجع تقلید اهل تشیع بهشمول مرحوم آیتالله فیاض، آیتالله محقق کابلی و آیتالله واعظزاده بهسودی، جایز شمرده نمیشود و به وهن مذهب دامن میزند.
• هزینههای غیرضروری: مصرف کردن هزینههای سنگین برای تشریفات و رقابتهای بیمعنا، در حالی که میتوان آن مبالغ را صرف امور خیریه، آموزش و کمک به نیازمندان کرد.
• ضعف محتوای سخنرانیها: بیشتر منبرها صرفاً بر تحریک احساسات تمرکز دارند و از بازخوانی عاشورا منیحث یک رویداد تاریخی و سیاسی، بازخوانی و بررسی انتقادی رویدادهای مشابه در جامعه هزاره و افغانستان کلا خالی اند.
بازگشت به مسایل عینی جامعه
محرم، فراتر از یک رویداد حماسی-احساسی، یک رویداد تاریخی، اجتماعی و سیاسی است که میتواند برای نواندیشی دینی و درک مسایل و سرنوشت امروز ما راهگشا باشد. اگر عاشورا را از فلسفه اصلی آن جدا کنیم و تنها به داغ کردن بازارمناسک و احساسات بپردازیم، نه تنها برای امروز ما مفید نیست، بلکه هزینههای امنیتی، اقتصادی و سیاسی نیز برای ما به همراه خواهد داشت: سازماندهی کارناوالهای مذهبی در جادهها، رفتارهای افراطی و تشریفات بیمعنا در داخل و خارج کشور، تصویری نادرست از جامعه شیعه و هزاره در افکار عمومی ایجاد میکند و به جای عزت، ممکن ذلت و خطرات بهبار آورد.
امام حسین (ع) برای اصلاح، آزادهگی و عدالت در جامعه اسلامی قیام کرد. پیام عاشورا این است که در برابر ظلم باید ایستاد. از باطل دوری جست و برای تحقق عدالت تلاش نمود. این پیام باید در زندگی فردی و اجتماعی ما جاری شود؛ نه اینکه فقط به مناسک سالانه محدود گردد و در رفتار واقعی ما فردی و جمعی ما تغییر ایجاد نکند.
ما بهعنوان جامعه هزاره و شیعه، نیازمند بازاندیشی جدی در شیوه برگزاری مراسم محرم هستیم. باید از خرافات و بدعتها فاصله بگیریم. هزینهها را به سمت کارهای مفید و محتوای مجلسها را به سمت آگاهیبخشی و جهتدهی سیاسی و اجتماعی تغییر دهیم.
عاشورا باید برای ما درس کرامت، آزادیخواهی، و برابری طلبی به ارمغان آورد؛ وگرنه جز هزینه مادی و احساسی، تغییری در وضعیت اکنون و آینده ما ایجاد نخواهد کرد. این بزرگترین احترام به امام حسین (ع) و اهلبیت وی است که با عمل به پیام شان، زندگی عزتمندانه برای خویشتن بسازیم.




