
درنگی بر کتاب «وقتی زنان بخواهند»
نویسنده: رونا سلطانی
کتاب «وقتی زنان بخواهند» از نویسندهی توانا «گریس بانی» اثری الهام بخش، قدرتمند و انگیزشی درمورد تلاش و موفقیت زنان است. این کتاب با بیانی ساده و عامیانه، شامل روایات و تجربههای واقعی زنانی است که با تحمل دشواریها، محدویتها و مشکلات فراوان، جایگاهی ارزشمند در جامعه برای خود رقم زدهاند و در بخشهای مختلف اجتماع، نقشهای شایستهای ایفا کردهاند.
قابل ذکر است که نویسنده میکوشد نشان دهد، زنان هرگاه اراده کنند، به آنچه میخواهند دست مییابند. نثر ساده، واقعگرایانه، سلیس، عامیانه، صادقانه و زنانهای که نویسنده آن را خلاقانه در قالب کلمات گنجانده است، مخاطب را به ادامهی مطالعهی این کتاب ترغیب میکند.
تفکر و ایدهی اصلی داستانهای کتاب بیان میکند که زنان در تمام جوامع، محدودیتها و تنگناهای اجتماعی زیادی بر سر راه خویش دارند و چگونه توانستهاند بر آنها غالب آیند. همچنین ثابت کرده است که زنان، خارج از چارچوب نقش سنتی خویش نیز، میتوانند موفق باشند. موضوع مهم دیگر، تأثیرپذیری از داستانهای برگرفته شده از حقیقت و مبتنی بر واقعیت است. همبستگی و حمایت زنان از یکدیگر در این کتاب به صورت واقعبینانه و جسورانه بیان شده است و به جذابیت کتاب می افزاید.
تأکید نویسنده بر قدرت، تأثیر مثبت، آموزش و آگاهی است و این مؤثرترین بخش از محتوای کتاب محسوب میشود. قابل تذکر است که در این کتاب نقاط برجسته و قدرتمند بسیاری برای رشد و یادگیری وجود دارد اما بعضی از داستانهای کتاب، با ایجاد انگیزه و تحول شگفتانگیز، خواننده را به وجد میآورد و او را وادار به شروع، جهت رسیدن به هدف میکند.
محتوای این کتاب بیشتر بر قدرت اراده و تصمیمگیری درست، حمایت و تلاش همهجانبه برای رسیدن به آنچه تصور میکنیم، متمرکز شده است. نویسنده در این کتاب به قدرت کلمات توجه کرده است، واژگانی توانمند که انگیزهبخش آغاز یک اقدام مهماند را مدام و به صورت تأکیدی استفاده کرده است. نثر کتاب، چنان زیبا، ساده، مؤثر و صادقانه بود که در خلال مطالعهی کتاب میتوان چنین پنداشت که در حال انجام مصاحبه و گفتوگوی دوجانبه هستیم.
ملاحظات جزئی دربارهی کتاب که به آن پرداخته شده است:
۱. بعضی از چالشهای فراروی راه موفقیت زنان را بسیار کلی و ساده بیان کرده است و وارد جزئیات و نکات اصلی مقابله و روشهای غالب شدن بر آن مشکلات نشده است.
۲. نویسنده در مطالب کتاب، بسیاری از کلمات انگیزشی مثل «اعتماد به نفس» را پرتکرار و پشت سر هم استفاده کرده است به این منظور اگر از کلمات مترادف آن استفاده میشد، بر جذابیت کتاب میافزود.
۳. از آنجا که ادبیات مرز نمیشناسد، نویسنده در این کتاب بیشتر متمرکز بر موفقیت زنان حوزهی غرب است و به چالشها و مشکلات آنان پرداخته است و بهتر بود اندکی همهجانبه به این قضیه میپرداخت.
۴. اگرچه این کتاب در قالب گفتوگو و بر اساس مصاحبههای واقعی نگاشته شده است، بیشتر به جنبهی انگیزشی و مثبت اندیشی اهمیت داده و نویسنده بهدنبال تحلیل این موضوعات و تأثیر آن بر جایگاه اجتماعی زنان نبوده است و این مورد باعث احساسی شدن و جانبدارانه شدن کتاب میشود و این برداشت را در خواننده ایجاد میکند.
۵. مورد دیگر متمرکز بودن داستان، محور زنانی است که به مرتبهی بلند اجتماعی رسیده اند. اگرچه این داستانها باعث الهام بخشی میشود اما مخاطب را به این باور سوق میدهد که فقط افراد موفق ارزش روایتشدن دارند. درحالیکه تجربه زنان عادی یا کسانی که هنوز در تلاش برای موفقیتاند نیز، قابل قدر میباشد.
روی هم رفته این کتاب نمونهای از قلم رسا، بیان شیوا و اثربخش یک زن موفق است که موفقیت همنوعان خویش را به رشتهی تحریر درآورده است. این کتاب بیانگر آن است که اگر کسی اراده کند شرایط برایش فقط بهانه خواهد بود.
در این مورد عبارت زیبایی بیان کردهاند: «وقتی زنی به صدای درونش اعتماد کند و نخستین قدم را بردارد، حتی کوچکترین حرکت او میتواند جهانی از امید و تغییر بیافریند.» این جمله نشاندهندهی حرکت تیم دانشلند در راستای رقمزدن تحول مثبت و سازنده و گامی مؤثر به سوی فردایی بهتر و امیدبخش است.



