چرا تغییر نظام در ایران رخ نخواهد داد؟

درس‌هایی از تاریخ، نظریه بازی‌ها و جغرافیای سیاسی

درآمد

با بالا گرفتن تنش‌ها میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران درجریان روزهای پسین که به یک درگیری همه‌جانبه تبدیل شده است، حملات امریکا و اسرائیل از یک سو و تلافی‌جویی ایران علیه تأسیسات زیربنایی آنها در منطقه خلیج از سوی دیگر، یک صدای نسبتاً متفاوتی در میان این همه شایعات و هیاهوی طرف‌های درگیر، با یک ارزیابی تاریخی و استراتیژیک به گوش می‌رسد: پروفیسور جیانگ که نظریات خود را از طریق کانال یوتیوب “تاریخ آینده‌نگر(Predictive History) منتشر می‌کند، در قالب یک سخنرانی ۱۸ دقیقه‌ای با عنوان «نظریه بازی شماره ۹: چرا تغییر نظام در ایران هرگز رخ نخواهد داد؟»، به تحلیل این موضوع پرداخته است. گفته‌های تحلیل‌گر مذکور توجه رسانه‌های مهم جهان را برای تحلیل وضعیت کنونی جلب کرده است.

این تحلیل‌گر چینی-کانادایی با استفاده از تاریخ نظامی، تحولات جنگ‌های نامتقارن،تیجه‌گیری صریح و قاطع ارایه کرده است: رویکرد کنونی واشنگتن در حال تکرار اشتباهات کلاسیک امپراتوری‌های در حال زوال است و هیچ راه ممکنی برای تغییر نظام بدون فاجعه گسترده انسانی وجود ندارد.

پروفیسور جیانگ در آکادمی “مون شات” در پکن چین به تدریس تاریخ، فلسفه و تفکر غربی مشغول است. پیش‌بینی‌های نسبتاً دقیق سال‌های پسین او از جمله بازگشت دونالد ترامپ به سیاست آمریکا و وقوع قطعی جنگ میان آمریکا و ایران و نیز نگاه متفاوت او به جنگ کنونی ایالات متحده آمریکا/اسرائیل و  جمهوری اسلامی باعث شهرت گسترده او در رسانه‌های جمعی شده است و بگومگوهای فراوانی نیز برانگیخته است.

فرضیه آقای جیانگ چیست؟

در سخنرانی ماه مارچ ۲۰۲۶، پروفیسور جیانگ با یک گزاره اساسی تاریخی شروع می‌کند: هیچ نظامی تاکنون تنها با قدرت هوایی سرنگون نشده است. هر تغییر نظام موفق در تاریخ مدرن، از جمله در آلمان، ژاپن و عراق، نیازمند حضور نیروهای زمینی برای اشغال پایتخت و حذف فیزیکی رهبران یک نظام بوده است. به باور این محقق، تکنالوژی به تنهایی چیز زیادی را تغییر نمی‌دهد. او به فیلم‌های های جدید نیروهای امریکایی و اسرائیلی اشاره می‌کند که ۱۱ موشک رهگیر را به سوی یک موشک ارزان‌قیمت ایرانی شلیک می‌کنند: اقدامی که برای واشنگتن ۱۱ تا ۳۳ میلیون دالر هزینه تحمیل می‌شود تا با یک سلاح صدهزار دالری ایران مقابله کند. به باور وی اگر این محاسبه به مقیاس هزاران موشک تعمیم داده شود، هزینه آمریکا به ملیاردها دالر می‌رسد.

به گفته پروفیسور جیانگ، مشکل عمیق‌تر اما محاسبه نادرست «عمق راهبردی» است. واشنگتن ایران را کشوری می‌بیند که پس از ۴۰ سال تحریم از نظر اقتصادی فلج شده است و پیروزی را آسان فرض می‌کند. در مقابل، تهران از زمان جورج دبلیو بوش پسر که آن را در«محور شرارت»  قرار داد، خود را برای همین درگیری آماده کرده است.

افزو برآن،در جهان‌بینی آخرالزمانی جمهوری اسلامی ایران، این جنگ، جنگ علیه «شیطان بزرگ» است؛ و از این رو با روایت مذهبی-ایدیولوژیک رژیم جمهوری اسلامی ایران پیوسته تقویت می‌شود. به گفته وی، فرماندهان نظامی و استخباراتی جمهوری اسلامی در جریان جنگ دوازده روزه که در جون 2025 اتفاق افتاد، الگوهای حملات هوای امریکا و اسرائیل را با دقت مطالعه نمودند و بنابراین در هنگام آغاز جنگ ایران غافلگیر نشده بود، بلکه آمادگی داشت.

به باور جیانگ راهبرد ایران در درجه اول ضربه زدن پایگاه‌های نظامی ایالات متحده آمریکا نبوده است، بلکه هدف واقعی ایران، کشورهای شورای همکاری خلیج (عربستان، امارات، بحرین و قطر است) است که حلقه اصلی اقتصادی نظام امریکا به شمار می‌روند. این کشورها که نفت خود را به دالر می‌فروشند، بازار سهام و املاک امریکا و مهم‌تر از آن، سرمایه‌گذاری‌های عرصه هوش مصنوعی را که اکنون اقتصاد امریکا را سرپا نگه داشته است، تأمین مالی می‌کنند. با نابودی تأسیسات شیرین‌سازی آب (که ۶۰ درصد آب آشامیدنی کشورهای شورای همکاری خلیج را تأمین می‌کند)، ایران می‌تواند شهرهایی مانند ریاض را ظرف چند هفته غیرقابل سکونت کند. پیام این اقدام جمهوری اسلامی ایران این است: اگر خلیج از پای درآید، پترودالر از پای درمی‌آید و در نتیجه کل نظام مالی و بازار سهام امریکا که پروفیسور جیانگ آن را “طرح هرمی” می‌نامد، فرو می‌ریزد.

نقد بر سه تفکر غربی

در ادامه، پروفیسور جیانگ، سه توهم رایج غربی را مورد بررسی انتقادی قرار می‌دهد:

الف. توهم حمله دقیق: مهمات و تکنالوژی پیشرفته نمی‌توانند یک نظام را با دقت جراحی حذف کنند. به طور مثال،  اسلوبودان میلوشویچ در صربستان از حملات گسترده و طولانی هوایی پیمان اتلانیک شمالی(NATO) جان سالم به در برد و اما بعدتر، به دلایل ناکامی در سیاست داخلی سقوط کرد. از این رو در کنار حملات هوایی، اشغال زمینی ضروری است.

ب. برتری تکنالوژی به عنوان مزیت: سیستم‌های گران‌قیمت و پیشرفته نظامی، ایالات متحده را از ریسک‌پذیری بازمی‌دارد؛ به گفته وی، طرفی که «چیزی برای از دست دادن ندارد» می‌تواند تلفات بیشتری را تحمل کند و حریف خود را خسته و درمانده کند.

ج. اقدام سریع همراه با خشونت: حمله آمریکا و متحدان اش به عراق در سال ۲۰۰۳ الگوی مشخصی را نشان داد: پیروزی سریع متعارف و به دنبال آن سال‌ها خونریزی در جنگ چریکی. جمهوری اسلامی ایران دارایی‌های تسلیحاتی خود را پراکنده و پنهان کرده است و در قرن بیست و یکم، یک بازی نامتقارن را در مقابل تاکتیک‌های منسوخ قرن بیستم امریکا به راه انداخته است و این شبیه بازی «افزایش دارایی مرد ثروتمند» در مقابل «بازی کاهش خسارت مرد فقیر» است.

پروفیسور جیانگ هشدار می‌دهد که موفقیت‌های اخیر امریکا باعث ایجاد اعتماد به نفس خطرناکی برای اداره ترامپ شده است. او به عملیات نیروهای ویژه آمریکا اشاره می‌کند که در اوایل سال 2026 منجر به بازداشت نیکلاس مادورو رییس جمهور ونزویلا شد. به سخن دیگر، آن پیروزی آسان به ترامپ یک «تزریق آدرنالین» داد و باعث شد او ایران را دست‌کم بگیرد؛ همان طور که ادولف هیتلر درجنگ جهانی دوم پس از پیروزی‌های برق‌آسای اولیه در اروپا، اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی را دست‌کم گرفته بود.

شاید جالب‌ترین بخش تحلیل پروفیسور جیانگ، بررسی انگیزه‌های شخصی در مقابل منافع ملی باشد. حتی اگر جنگ به آمریکا آسیب بزند، ممکن است به نفع شخصی ترامپ باشد. به گفته او عربستان سعودی ۲ میلیارد دالر در صندوق جرد کوشنر داماد ترامپ سرمایه‌گذاری کرده است و میریام ادلسون تا ۲۵۰ میلیون دالر دیگر برای یک دوره احتمالی سوم ترامپ تعهد داده است. هر دوی این حامیان به دنبال تغییر نظام در ایران هستند. فراتر از منفعت مالی، یک جنگ طولانی می‌تواند به اداره ترامپ اجازه دهد تا از «اختیارات اضطراری وضعیت جنگی» استفاده کند؛ انتخابات را به تأخیر بیندازد، قدرت اجرایی خویشتن را گسترش دهد و با استفاده از احساسات وطندوستی، حمایت داخلی را جلب کند.

پروفیسور جیانگ در بخش پایانی، به موضوع عجیبی اشاره می‌کند. او می‌گوید این حرف شاید دیوانگی به نظر برسد، اما بدین باور است که یک مساله در سیاست اداره ترامپ برجسته است: باورهای مذهبی آخرالزمانی که می‌تواند منطق جنگ کنونی را تا حدی توضیح دهد. او می‌گوید که یک تعداد آدم‌ها و نهادهای قدرتمند مذهبی در آمریکا-همان‌هایی که اسم‌هایی مثل ایلومیناتی و فراماسون برای خود داده اند- باور دارند که برای تحقق پیشگویی‌های مذهبی، باید یک جنگ بزرگ در خاورمیانه راه بیفتد که اسراییل در مرکز آن باشد. وقتی کسی این باور را داشته باشد که «خواست خداوند» یا یک «نقشه الهی»  را اجرا می‌کند، دیگر به عقل و منطق و محاسبه سود و زیان توجه نمی‌کند

پروفیسور جیانگ نتیجه می‌گیرد که با این تفسیرهای آخرالزمانی، تغییر نظام در ایران اتفاق نمی‌افتد؛ نه به این دلیل این‌که کاملاً غیرممکن است؛ بلکه به این دلیل که هر راهی که بخواهد به آن برسد، یک فاجعه بزرگ به بار می‌آورد. به باور جیانگ، حمله زمینی آمریکا و اسرائیل، زمانی اجتناب‌ناپذیر خواهد شد که متحدان منطقه‌ای کشورهای خلیج خواستار حفاظت خود شوند و در نتیجه، باید حداقل پنج تریلیون دالر غرامت بپردازد. اما ایران کشوری کوهستانی و سیع با ۸۵ میلیون جمعیت است و دفاع از آن بسیار آسان‌تر از عراق در سال ۲۰۰۳ می‌باشد. جنگ شهری در تهران ۹ میلیون نفری، همراه با مسلح شدن احتمالی نیروهای مقاومت مسلحانه از سوی روسیه و چین، صدها هزار کشته و ده‌ها تریلیون دالر هزینه برای آمریکا و متحدان اش به همراه خواهد داشت؛ بدون هیچ تضمینی برای پیروزی قطعی.

در ادامه جیانگ استدلال می‌کند که فروپاشی اقتصادی ایران پیش از تمام شدن مهمات آمریکا نیز به همان اندازه غیرمحتمل است. تهران خود را با ۴۰ سال تحریم اقتصادی وفق داده است، یک «اقتصاد مقاومتی» ساخته و از حمایت روسیه و چین برخوردار است. حملات گسترده نظامی اخیر عملاً باعث اتحاد مردم ایران و تحریک حس ملی‌گرایی در راستای دفاع از رژیم جمهوری اسلامی شده است.

پروفیسور جیانگ که دیدگاه و تحلیل اش بر نظریه بازی‌های استوار است، به سیاست‌گذاران و خوانندگان خود یک هشدار جالبی ارایه می‌کند: امپراتوری‌های جهان به طور مکرر نبوغ تاکتیکی را با خرد استراتیژیک، منفعت سیاسی شخصی خویشتن را با منافع ملی، و غرور تکنالوژیک خود را با قطعیت تاریخی اشتباه می‌گیرند. این در حالی است که موشک‌ها در آسمان هستند و تأسیسات شیرین‌سازی آب در تیررس ایران قرار دارند. پیام نهایی این تحلیلگر چینی-کانادایی ساده، اما عمیق است: ایالات متحده بازی اشتباهی را با قواعد اشتباه در برابر دشمنی انجام می‌دهد که دو دهه است این رویارویی را مطالعه کرده است و خود را برای آن از خیلی جهات آماده کرده است.

منبع:

برگرفته شده از آخرین سخنرانی پروفیسور جیانگ زوی‌کین

https://www.youtube.com/@PredictiveHistory

اعتبار عکس متعلق به نشریه گاردین است.

 

مطالب مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنان بخوانید:
Close
Back to top button