
هادی میران: اگر نقد عاشورا توهین به باورهای مردم است، نقد طالبان نیز توهین به میلیونها نفر تلقی میشود
هادی میران، پژوهشگر و نویسنده افغانستانی، در مقالهای که برای رسانه بودا فرستاده است، به بررسی نسبت میان مناسک عاشورایی، هویت هزارههای شیعهمذهب و الزامات زندگی در جهان مدرن پرداخته است.
این مقاله که با عنوان «عاشورا، هویت هزارههای شیعهمذهب و تناقض زیست در جهان مدرن» نگاشته شده، در پی انتشار ویدیویی از یک دختر جوان هزاره در شهر هلسینکی فنلاند، نوشته شده است. به باور نویسنده، واکنشهای متفاوت به برپایی یک سقاخانه سیار در ایام عاشورا نشان میدهد که موضوع فراتر از یک مراسم مذهبی بوده و به چگونگی بازتعریف هویت جمعی هزارهها در جهان امروز ارتباط پیدا میکند.
میران در این مقاله استدلال میکند که بسیاری از مهاجران افغانستان، از جمله هزارهها، قربانی استبداد دینی و بنیادگرایی مذهبی بودهاند؛ اما بخشی از آنان همچنان برخی الگوهای فکری و فرهنگی گذشته را بدون نقد بازتولید میکنند.
او همچنین با اشاره به حساسیت برخی کشورهای غربی نسبت به فعالیتهای سازمانیافته مذهبی، مینویسد که بخشی از مناسک و نمادهای مذهبی شیعی ممکن است در چارچوب ارزیابیهای امنیتی مورد توجه نهادهای مسئول قرار گیرد؛ هرچند این موضوع به معنای وابستگی چنین فعالیتهایی به دولتها یا جریانهای سیاسی خاص نیست.
بخش مهمی از مقاله به موضوع «حق نقد باورهای مذهبی» اختصاص یافته است. نویسنده با استناد به دیدگاههای یورگن هابرماس و کارل پوپر، تأکید میکند که هیچ عقیده، سنت یا مناسکی نباید صرفاً به دلیل تقدس یا محبوبیت اجتماعی از نقد مصئون باشد.
میران همچنین میان نقد باورهای مذهبی و نقد طالبان پیوند برقرار کرده و استدلال میکند که اگر باورهای دینی از نقد مصئون دانسته شوند، نقد جریانهایی مانند طالبان نیز با دشواری نظری روبهرو خواهد شد.
او در بخش دیگری از مقاله این پرسش را مطرح میکند که چه نسبتی میان فرهنگ شهادتمحور، تقدیس رنج و ضعف عقلانیت انتقادی در جامعه هزاره وجود دارد و چرا نقد برخی سنتها و مناسک مذهبی همچنان با واکنشهای تند مواجه میشود.
نویسنده در پایان نتیجه میگیرد که جامعه هزاره در برابر یک انتخاب مهم قرار دارد: اینکه هویت جمعی خود را همچنان بر محور حافظهها و منازعات مذهبی تعریف کند یا آن را بر بنیاد ارزشهایی چون آزادی، آموزش، برابری، خرد انتقادی و کرامت انسانی بازسازی نماید.
این مقاله از زمان انتشار در میان شماری از کاربران شبکههای اجتماعی و فعالان فکری افغانستان بحثها و واکنشهای متفاوتی را برانگیخته و بار دیگر موضوع نسبت دین، هویت قومی و مدرنیته را به یکی از مباحث قابل توجه در فضای فکری افغانستان تبدیل کرده است.




