
جوانان و زنان در بستر شبکههای اجتماعی؛ بازیگران نوین سیاست و فرهنگ افغانستان پسا ۲۰۲۱
جوانان و زنان در بستر شبکههای اجتماعی؛ بازیگران نوین سیاست و فرهنگ افغانستان پسا ۲۰۲۱
مقدمه
پس از تحولات سیاسی افغانستان در سال ۲۰۲۱، این کشور با تغییرات عمیق و گستردهای مواجه شد که تأثیر زیادی بر ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گذاشت. یکی از گروههای که بیشترین اثر را از این تحولات پذرفتهاند، زنان و جوانان میباشند. این گروهها با محدودیتهای جدی در عرصههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی روبرو شدهاند؛ اما در عین حال توانستهاند از فرصتهای جدید دیجتال و شبکههای اجتماعی، فضای نو برای دیدگاهها، آگاهیبخشی و مشارکت اجتماعی ایجاد کند. این جوانان، با استفاده از ابزارهای دیجتال، توانستهاند افکار عمومی را شکل دهند و موضوعات مانند دسترسی به آموزش، حقوق زنان و اصطلاحات اجتماعی را به اولویت رسانهها و سازمانهای بینالمللی تبدیل کنند. برای بروز توانمندیها و بیان دیدگاههای خود بهره برداری کنند.
شبکههای اجتماعییی چون فیسبوک، تویتر، اینستاگرام، تلگرام، واتساپ و پلتفرمهای محلی، امکان دسترسی به اطلاعات، تبادل ایدهها و مشارکت سیاسی را فراهم کرده است. زنان و جوانان افغان، به ویژه نسل جدید، از این ابزارها برای آگاهیبخشی، اطلاعرسانی، شکلدهی افکار عمومی و پیگیری مطالبات اجتماعی و سیاسی استفاده کردهاند. این مقاله با هدف بررسی نقش زنان و جوانان در شبکههای اجتماعی، تأثیر فعالیتهای دیجیتال بر تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی و چالشهای پیش روی آنها نوشته شده است.
کلیدواژه؛ جوانان افغانستان، زنان افغانستان، شبکههای اجتماعی، رسانهٔ بودا، مشارکت سیاسی دیجیتال، تحولات فرهنگی، رسانهها و افغانستان پسا ۲۰۲۱
نقش شبکههای اجتماعی در مشارکت سیاسی و تاریخی زنان و جوانان؛ در طول تاریخ، زنان و جوانان اغلب از مشارکت مستقیم در قدرت سیاسی محروم بودهاند. ساختارهای مردسالارانه، سنتهای فرهنگی و نظامهای اقتدارگرا، حضور فعال آنان را در عرصه عمومی محدود میکرد. با این حال، در مقاطع حساس تاریخی مانند انقلابها، جنبشهای استقلالطلبانه و اصلاحات اجتماعی، این دو گروه همواره نقش تعیینکنندهای ایفا کردهاند؛ هرچند اغلب این نقش در روایتهای رسمی تاریخ نادیده گرفته شدهاست.
ورود رسانههای جمعی و سپس شبکههای اجتماعی، این معادله تاریخی را تغییر داد. اکنون زنان و جوانان قادرند بدون نیاز به نهادهای رسمی یا مجوزهای دولتی، روایت خود از تاریخ، سیاست و واقعیت اجتماعی را بازنمایی کنند. این تحول، نوعی دموکراتیزه شدن روایت تاریخی را رقم زده است. شبکههای اجتماعی مانند فیسبوک، توییتر (ایکس)، اینستاگرام و تلگرام به یک بستر برای بسیج سیاسی، آگاهیبخشی و مقاومت مدنی تبدیل شدهاند. جوانان، به دلیل تسلط بیشتر بر فناوری دیجیتال، پیشگام این فضا بوده و توانستهاند با تولید محتوا، هشتگسازی و انتشار اخبار، افکار عمومی را شکل دهند.
زنان نیز از این فضا برای شکستن سکوت تاریخی خود استفاده کردهاند. کمپینهای مجازی مرتبط با حقوق زنان، آموزش، آزادیهای مدنی و عدالت اجتماعی نشان میدهد که شبکههای اجتماعی چگونه به ابزار قدرت نرم برای زنان تبدیل شده است. این فضا امکان میدهد تا تجربههای شخصی زنان به یک مسئله عمومی و سیاسی تبدیل شود. از منظر علوم سیاسی، فعالیت جوانان و زنان در شبکههای اجتماعی را میتوان در چارچوب قدرت نرم و سیاست از پایین به بالا تحلیل کرد. این کنشگران بدون در اختیار داشتن ابزارهای سخت قدرت، از طریق تأثیرگذاری بر افکار عمومی، مشروعیتسازی یا مشروعیتزدایی از حکومتها و نهادها، در فرآیند سیاسی نقشآفرینی میکنند.
افغانستان، کشوری با تاریخ پیچیده و تحولات متعدد سیاسی است. پیش از سال ۲۰۲۱، زنان و جوانان افغان در مسیر دستیابی به آموزش، مشارکت سیاسی و فعالیتهای اجتماعی محدودیتهای فراوانی داشتند. برنامههای دولتهای پیشین، به ویژه در دوران جمهوری اسلامی افغانستان، تلاش کردند تا دسترسی زنان به آموزش و اشتغال را افزایش دهند، اما محدودیتهای سنتی، فرهنگی و امنیتی همچنان مانع جدی بودند.
با بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱، بسیاری از دستاوردهای پیشین زنان و جوانان به خطر افتاد. محدودیتها در فعالیتهای سیاسی، حضور در دانشگاهها و اشتغال زنان، نگرانیهای گستردهٔ داخلی و بینالمللی را به همراه داشت. این شرایط باعث شد که زنان و جوانان به دنبال ابزارهای جایگزین برای بیان دیدگاهها و مشارکت در جامعه باشند. شبکههای اجتماعی به عنوان فضایی آزاد و قابل دسترس، این امکان را برای آنها فراهم کرد تا همچنان فعال باقی بمانند و صدای خود را به گوش جامعه برسانند.
شبکههای اجتماعی به ویژه در شرایط محدود، نقش مهمی در ایجاد فضای مشارکت دیجیتال ایفا کردهاند. زنان و جوانان افغان با استفاده از کمپینهای آنلاین، هشتگها(ReopenGirsSchools#، StopHazaraGenocide)و گروههای اجتماعی توانستهاند مسائل مهم سیاسی و اجتماعی را برجسته کنند. به عنوان مثال، هشتگها و کمپینهای آنلاین در مورد حقوق زنان، دسترسی به آموزش و اصلاحات اجتماعی و حقوق اقلیتهای قومی و مذهبی، توجه رسانهها و سازمانهای بینالمللی را به خود جلب کرد.
این هشتگها و کمپاینها باعث شد که جهان (سازمانهای بینالمللی، دولتها و سایر نهادها) را وادار به واکنش و اقدام عملگرایانه علیه سیاستها و احکام غیر حقوق بشری گروه طالبان نمایند. اقدامات این نهادها شامل حکم بازداشت رهبران طالبان(هبتالله آخندزاده و عبدالحق حقانی) توسط دادگاه کیفری بینالمللی (ICC)در جولای ۲۰۲۵، تحریم مالی و ممنوعیت سفر علیه مقامات طالبان در ۶ دسامبر ۲۰۲۵ توسط حکومت آسترالیا، فراخوان برای پایان مصؤنیت طالبان در مارس ۲۰۲۳ توسط سازمان عفو بینالملل و همچنان تحریمهای اتحادیهٔ اروپا و ایالات متحدهٔ آمریکا میشود.
برخی از تحلیلگران، سیاستمداران و نهادهای حقوق بشری بر این باورند که، از وقتی که اعتراضات زنان و جوانان با سرکوب، قتل و شکنجهٔ گروه طالبان مواجه شدند، این اعتراضات در سطح شهر کمرنگ شدند و شبکههای اجتماعی بستری شد برای اعتراضات زنان و جوانان در قالب هشتگها و گروههای آنلاین؛ این اعتراضها و هشتگها مانع بزرگ برای برسمیت شناختن گروه طالبان در سطح ملی و بینالمللی شدند.
فعالیتهای آنلاین در شبکههای اجتماعی، با وجود محدودیتها، نشاندهندهٔ توانمندی نسل جوان در ایجاد تغییرات از پایین به بالا است. این گروهها با سازماندهی اعتراضات دیجیتال و فعالیتهای آنلاین، توانستهاند فضای گفتوگوی سیاسی و اجتماعی را گسترش دهند و موضوعات مهم را به صدر رسانهها و محافل جامعهٔ مدنی بیاورند. مشارکت فعال دیجیتال همچنین به شکلگیری شبکههای همبستگی میان جوانان و زنان در سراسر کشور منجر شده است، که میتواند نقش مؤثری در فشار اجتماعی و تغییرات تدریجی داشته باشد.
تحولات فرهنگی و اجتماعی؛
شبکههای اجتماعی تنها به فعالیتهای سیاسی محدود نمیشوند؛ بلکه نقش مهمی در تبادل فرهنگی و اجتماعی نیز ایفا میکنند. زنان و جوانان افغان با انتشار محتواهای هنری، ادبی، آموزشی و اجتماعی، توانستهاند دیدگاههای خود را به جامعه منتقل کنند و تضاد میان ارزشهای سنتی و دیدگاههای مدرن را آشکار سازند.
در افغانستان پسا ۲۰۲۱، شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین ابزارهای کنشگری اجتماعی و فرهنگی برای جوانان و زنان تبدیل شدهاند. با وجود فشار، سانسور، و محدودیتهای شدید، این ابزار دیجیتال به آنان امکان داده است تا هویت، تجربههای زیسته و خواستهای اجتماعی–فرهنگی خود را بیان کنند، با یکدیگر همبسته شوند و صدای خود را در سطح ملی و بینالمللی منتشر کنند. نمونهای از این همبستگیها در قالب هشتگ(EducationForAll LetAfghanGirlsLearn, DoNotTouchMyClothes, AfghanistanCulture)، ویدیو و تصاویر شکل گرفتهاند. این روند نشاندهندهٔ قدرت شبکههای اجتماعی در ایجاد فضاهای جایگزین برای مشارکت اجتماعی و اعادهٔ هویت گروههای تحت سرکوب است؛ امری که تأثیر عمیقی در تحولات فرهنگی و اجتماعی افغانستان پسا ۲۰۲۱ داشته است.
این جریان فرهنگی نوین، امکان گفتوگو و تبادل نظر بین نسلها را فراهم میآورد. انتشار محتوای هنری و ادبی به ویژه در فضای آنلاین، بستری برای بازتاب هویت، تجربهها و آرمانهای نسل جوان ایجاد کرده است. به این ترتیب، شبکههای اجتماعی به ابزاری برای شکلدهی فرهنگی و ایجاد فضای آگاهانه و مدرن تبدیل شدهاند. این پدیده، علاوه بر تقویت هویت فردی و جمعی، زمینه را برای مشارکت اجتماعی و سیاسی فعال فراهم کرده است.
رسانههای مستقل و حمایتهای بینالمللی؛
رسانههای مستقل، به ویژه رسانههای آنلاین مانند بودا، نقش کلیدی در تقویت صدای زنان و جوانان و گسترش پیام آنها دارند. انتشار تحلیلها و گزارشهای دقیق، امکان دسترسی گسترده مخاطبان به دیدگاههای نوین و شکلدهی گفتوگوهای سازنده را فراهم میکند. همکاری رسانههای مستقل با شبکههای بینالمللی نیز فرصتهای آموزشی، پژوهشی و حمایتهای خارجی را به جریانهای جوانانه متصل میسازد و تأثیر فعالیتهای دیجیتال را افزایش میدهد. علاوه بر اینها، رسانههای بینالمللی میتوانند ظرفیت بالایی در زمینه آموزش دیجیتال، توانمندسازی فعالان آنلاین و تقویت مهارتهای ارتباطی و تحلیلی ایجاد کنند. این امر، توانایی زنان و جوانان افغان برای تأثیرگذاری در فضای سیاسی و فرهنگی را بیش از پیش تقویت میکند.
چالشها و محدودیتها؛
با وجود فرصتهای گسترده، زنان و جوانان افغان با محدودیتها و چالشهای جدی روبرو هستند. سانسور و محدودیتهای اینترنت، تهدیدهای امنیتی برای فعالان آنلاین و فقدان آموزش و فرهنگ دیجیتال از مهمترین موانع پیش روی این گروهها است. در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، موارد متعددی از بازداشت، دستگیری و سرکوب زنان، جوانان فعالان و روزنامه نگاران ثبت شده است-به ویژه در ارتباط با حضورشان در رسانه یا شبکههای، اعتراض علیه سیاستها، یا انتشار محتواهایی که از سوی طالبان مغایر با ارزشها و قوانین اجباری تلقی شدهاند. این موارد توسط سازمانهای حقوق بشری ثبت شده و همچنان در رسانههای معتبر گزارش شدهاند. تهدیدهای امنیتی شامل بازداشت، قتل، شکنجه، فشارهای اجتماعی و تهدیدهای ناشی از فعالیتهای سیاسی و فرهنگی در فضای آنلاین است. همچنین، نبود مهارتهای دیجیتال و فرهنگ رسانهای مناسب باعث میشود که تأثیرگذاری فعالیتهای آنلاین محدود باشد و برخی پیامها به جامعهٔ مورد نظر نرسد. این چالشها، نیازمند همکاری میان نهادهای مدنی، رسانههای مستقل و جامعه بینالمللی برای حمایت و تقویت فعالیتهای زنان و جوانان است.
نتیجهگیری
نسل جوان و زنان افغانستان نشان دادهاند که حتی در شرایط دشوار، میتوانند با بهرهگیری از ابزارهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی، نقش مؤثری در سیاست، فرهنگ و جامعه ایفا کنند. شبکههای اجتماعی بستری برای بیان دیدگاهها، آگاهیبخشی، مشارکت فعال و شکلدهی افکار عمومی فراهم کردهاند و توانستهاند تأثیر واقعی بر تحولات اجتماعی و سیاسی داشته باشند. آیندهٔ افغانستان تا حد زیادی به توانایی این گروهها برای ایجاد گفتوگو، مشارکت فعال و تأثیرگذاری اجتماعی بستگی دارد. هر اقدام آگاهانه و مدبرانه میتواند مسیر کشور را به سمت توسعه، عدالت و ثبات هدایت کند. پشتیبانی رسانههای مستقل، سازمانهای مدنی و جامعهٔ بینالمللی، همراه با خلاقیت و توانمندی زنان و جوانان، میتواند تضمینکننده آیندهٔ روشن و مشارکتی برای افغانستان باشد.
منابع
۱. ناصری، فریبا، *نقش زنان افغان در تحولات اجتماعی و فرهنگی پس از ۲۰۲۱*، تهران: مرکز مطالعات آسیای مرکزی، ۱۴۰۲.
۲. احمدی، مهدی، *جوانان و شبکههای اجتماعی در افغانستان: فرصتها و چالشها*، فصلنامه مطالعات اجتماعی، شماره ۲۴، ۱۴۰۲.
۳. حسینی، سارا، *تأثیر رسانههای دیجیتال بر مشارکت سیاسی زنان افغان*، مجله علوم سیاسی و روابط بینالملل، دانشگاه تهران، ۱۴۰۱.
۴. جهانبخش، نرگس، *فضای مجازی و تغییرات فرهنگی در افغانستان*، پژوهشکده مطالعات فرهنگی، ۱۴۰۲.
۵. سازمان ملل متحد، دفتر نمایندگی افغانستان، *گزارش وضعیت زنان و جوانان در افغانستان پس از ۲۰۲۱*، ۲۰۲۲.
۶. محمدی، علی، *تحولات اجتماعی و فرهنگی افغانستان در عصر دیجیتال*، نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ۱۴۰۱.
۷. افغانستان اینترنشنال(Afghanistan International).
۸. گزارش های سازمان بین الملل(UNAMA)
۹. استناد به حکم دادگاه کیفری بین المللی (ICC)
نویسنده: مهدی فواد علیزاده




