محرومیت سیستماتیک زنان از عدالت در زندان‌های طالبان

نظام عدلی و  قضایی زیر سلطه طالبان در افغانستان، نه تنها پناه‌گاهی برای دادخواهی نیست، بلکه به ابزاری برای سرکوب، تحقیر و حذف زنان بدل شده است. تحقیقی تازه‌ از «شبکه باهم به سوی توسعه[1]» با تکیه بر مصاحبه‌های عمیق با زنانی که از بازداشت‌گاه‌های طالبان جان سالم به در برده‌اند و نیز دیدگاه‌های کارشناسان حقوق بشر، پرده از نقض سیستماتیک و گسترده حقوق زنان برمی‌دارد؛ نقض‌هایی که به باور کارشناسان مذکور، مرز جنایت علیه بشریت را درنوردیده است.

دست‌گیری‌های خودسرانه

براساس یافته‌های تحقیق نام‌برده، روند محرومیت از عدالت، از همان لحظه نخستین دست‌گیری زنان مخالف رژیم طالبان آغاز می‌شود. زنان، به‌ویژه فعالان مدنی، بدون ارائه هیچ‌گونه حکم یا مدرک قانونی، در خیابان‌ها، منازل یا گردهمایی‌های صلح‌آمیز ربوده می‌شوند. یکی از بازماندگان، با صدای لرزان از شب تلخی می‌گوید که در نزدیکی خانه‌اش، ناگهان پتویی بر سرش کشیده شده و به زور و تهدید او را به داخل یک موتر نظامی انداختند. شاهد دیگری روایت می‌کند که لوله تفنگی را کنار گوشش حس کرده و با تهدید به مرگ، سوار بر موتر طالبان شده است. این بازداشت‌ها نه تنها غیرقانونی، بلکه توأم با خشونت فیزیکی و ایجاد رعب و وحشت انجام می‌شوند تا هرگونه صدای معترضی را برای همیشه خاموش کنند.

دادگاه بدون وکیل، قاضی بدون قانون

پس از دست‌گیری، زنان وارد چرخه‌ای از بی‌عدالتی می‌شوند که در آن کوچک‌ترین اصول دادرسی منصفانه، نادیده گرفته می‌شود. طالبان حضور وکیل مدافع را در دادگاه‌ها ممنوع کرده‌اند. یکی از زنان قربانی تعریف می‌کند که پدرش با امید به دفاع از حقوق او وکیلی استخدام کرده بود؛ اما مأموران طالبان در دادگاه، وکیل را بیرون رانده و تهدید به توقیف او کردند. بدین ترتیب، زنان در برابر قاضی‌ها قرار می‌گیرند که اغلب از میان مولوی‌های فاقد تخصص حقوقی انتخاب شده‌اند و حکم را نه بر اساس شواهد و مدارک، که بر اساس پیش‌داوری‌ها و تفاسیر ایدئولوژیک خود صادر می‌کنند.

روایت‌سازی برای مشروعیت

برای پر کردن خلأ ادله قانونی، طالبان به‌طور گسترده از شکنجه برای گرفتن اعتراف‌های اجباری استفاده می‌کنند. زنان بازداشتی از ضرب‌وشتم، شوک برقی و ریختن آب سرد بر بدن خود در اتاق‌های سرد و تاریک می‌گویند. هدف، وادار کردن آنان به خواندن متن‌های از پیش نوشته شده در مقابل دوربین است تا چهره‌ای به‌ظاهر قانونی به بازداشت‌های خود بدهند. یکی از قربانیان بازگو می‌کند که چگونه مجبور شد اعتراف‌های ساخته‌گی را علیه خودش در مقابل رسانه‌های طالبان بخواند و اگر سعی می‌کرد سخنی از خود بگوید، فیلم‌برداری متوقف می‌شد. بدین معنا که اصل برائت در این نظام جایی ندارد و زنان از همان ابتدا مجرم فرض می‌شوند.

شکنجه‌های روانی و جنسی

آزار زنان در بازداشت‌گاه‌ها تنها به شکنجه فیزیکی محدود نمی‌شود. طالبان با بهره‌گیری از تهدیدهای روانی، سلطه خود را تثبیت می‌کنند. زنان در این تحقیق، از تهدید دایم به اعدام، سنگ‌سار و آزار رساندن به خانواده‌های شان سخن می‌گویند. حبس انفرادی و قطع ارتباط با دنیای بیرون، آنان را در وضعیت بی‌پناهی مطلق قرار می‌دهند. یکی از بازماندگان می‌گوید؛ زمانی که اعتراض کرد، به او گفتند وضو بگیرد، چون قرار است سنگ‌سار شود.

در این میان، خشونت جنسی نیز به‌عنوان ابزاری برای تحقیر نهایی به کار گرفته می‌شود. اگرچه صحبت از آن برای بسیاری از قربانیان به دلیل فشارهای اجتماعی و فرهنگی دشوار است؛ اما برخی از زنان به تجاوز جنسی و بسیاری دیگر به آزارهای کلامی و بازرسی‌های بدنی تحقیرآمیز اشاره کرده‌اند. یکی از آنان گفته است: «ما را فاحشه و کافر خطاب می‌کردند.» این اقدام‌ها، مصداق بارز شکنجه طبق کنوانسیون منع شکنجه (CAT) و در صورت سازمان‌یافته بودن، می‌تواند جنایت علیه بشریت محسوب شوند.

تبعیض مضاعف علیه برخی زنان مبارز

تبعیض سیاسی  علیه زنان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، با تبعیض قومی و مذهبی عجین شده است. زنان هزاره و دیگر اقلیت‌های مذهبی، آماج شدیدترین اشکال تحقیر و خشونت قرار می‌گیرند. آنان «کافر»، «رافضی» و «موش‌خور» خطاب می‌شوند و فعالان متعلق به این جامعه متهم به ارتباط با بیگانگان می‌گردند. این آزارها نه تنها رنج فردی آنان را چندین برابر می‌کند، بلکه هدفی عمیق‌تر را دنبال می‌کند: طرد کامل آنان از هویت ملی و مشروعیت‌زدایی از حضورشان در جامعه.

سلب کرامت انسانی

شرایط بازداشت‌گاه‌های زنان زندانی نیز عمداً غیرانسانی و تحقیرآمیز طراحی شده است. زنان از سلول‌های تاریک، تنگ و کثیفی  روایت کرده‌اند که از ابتدایی‌ترین امکانات بهداشتی و آرامش محروم است. دست‌رسی به آب آشامیدنی سالم، غذای کافی و مراقبت‌های پزشکی به‌طور سیستماتیک منع می‌شود. یکی از زنان روایت می‌کند که ۱۵ روز اجازه حمام کردن نداشت و مجبور بود همان لباس‌های کثیف خود را دوباره بپوشد. این اقدام‌ها هدفی جز از میان بردن کرامت انسانی و تسلیم کردن کامل زنان در برابر اراده زورگویانه طالبان ندارد.

صدایی برای شکستن سکوت

این گزارش تحقیقی، فریاد بلندی است خطاب به جامعه جهانی. سکوت در برابر این نقض سیستماتیک حقوق بشر، به معنای مشارکت در تداوم آن است. سازمان «باهم به سوی توسعه» با استناد به اسناد بین‌المللی از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر (UDHR)، کنوانسیون رفع همه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW) و أساس‌نامه رم، بر ضرورت پاسخ‌گویی بین‌المللی تأکید می‌کند.

این نهاد از جامعه جهانی می‌خواهد تا با ایجاد یک سازوکار مستقل بین‌المللی برای تحقیق و پی‌گرد جنایت‌های طالبان، حمایت مالی و فنی از سازمان‌های حقوق بشری در تبعید، و فشار دیپلماتیک بر کشورهای همسایه برای توقف اخراج اجباری پناه‌جویان، گامی عملی در جهت توقف این فاجعه انسانی بردارد.

پیام نهایی این گزارش روشن است؛ زنان افغانستانی نباید قربانی فراموشی جهانی شوند. آنان خواهان عدالت ‌اند و نهادهای فعال در بخش حقوق بشر و جامعه بین‌المللی در برابر آنان مسئول اند.

[1]. https://ftdnetwork.org/single-blog-page/8

 

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button