آیا هزاره‌ها زمانی اکثریت بودند؟ هادی میران به سراغ منابع تاریخی رفته است

هم‌زمان با نزدیک‌شدن ۲۵ سپتامبر، روز یادبود قربانیان قتل‌عام هزاره‌ها، هادی میران، نویسنده و شاعر، در مطلبی با عنوان «اکثریتی که اقلیت شد: جغرافیای تاریخی هزاره‌ها و دگرگونی قلمرو آنان»، با استناد به مجموعه‌ای از منابع تاریخی، جغرافیایی و مردم‌شناختی، به بازخوانی گستره تاریخی حضور هزاره‌ها و روند دگرگونی و کوچک‌شدن جغرافیای آنان پرداخته است.

میران در این مطلب استدلال می‌کند که جغرافیای تاریخی حضور هزاره‌ها به محدوده‌ای که بعدها با عنوان «هزارجات» شناخته شد، منحصر نبوده است. به نوشته او، در دوره‌های مختلف تاریخی، اجتماعات، قبایل و گروه‌های هزاره در پهنه‌ای به‌مراتب گسترده‌تر، از قندهار و زابل در جنوب تا بلخ در شمال و از مناطق مرکزی و شرقی تا حوزه‌های نزدیک به هرات و بدخشان حضور داشته‌اند.

این نویسنده و شاعر در عین حال تأکید می‌کند که این گستردگی را نباید الزاماً به معنای وجود یک واحد سیاسی یکپارچه و مستقل با مرزهای ثابت به نام «سرزمین هزاره‌ها» تعبیر کرد؛ بلکه منابع مورد استناد او از حضور جمعیتی، طایفه‌ای و حوزه‌های نفوذ هزاره‌ها در یک پهنه وسیع جغرافیایی حکایت دارند.

یکی از مهم‌ترین منابع مورد استناد میران، «آیین اکبری» اثر ابوالفضل علامی، مورخ و دیوان‌سالار دربار اکبر، است. براساس این روایت، هزاره‌ها در اواخر قرن شانزدهم در گستره‌ای میان غزنی، قندهار، میدان و بلخ حضور داشتند. رابرت ال. کانفیلد نیز با بررسی گزارش ابوالفضل، بر اهمیت حضور هزاره‌ها در جغرافیای شرقی و جنوبی منطقه در آن دوره تأکید کرده است.

میران همچنین به «داله» در حوزه ارغنداب قندهار اشاره می‌کند؛ نامی که در شماری از منابع تاریخی و مردم‌شناختی با ساختار طایفه‌ای هزاره‌ها پیوند داده شده است. او باقی‌ماندن این نام در جغرافیای امروز قندهار، از جمله در «بند داله»، را نمونه‌ای قابل تأمل از پیوند میان نام‌های طایفه‌ای و جغرافیای تاریخی می‌داند.

حدود دو قرن پس از گزارش ابوالفضل، زین‌العابدین شیروانی در «بستان‌السّیاحه» هزاره‌ها را «طایفه‌ای مشهور» و «قومی بی‌شمار» توصیف کرده و محدوده منسوب به آنان را از چترال و کوه‌های بدخشان در شرق تا خراسان در غرب و از زابل و کابل در جنوب تا تخارستان در شمال امتداد داده است.

به باور میران، اهمیت این روایت در اثبات وجود یک قلمرو سیاسی با مرزهای دقیق نیست؛ بلکه نشان می‌دهد که در اوایل قرن نوزدهم، جغرافیایی که به هزاره‌ها نسبت داده می‌شد، بسیار گسترده‌تر از محدوده متأخر هزارجات بوده است.

هنری والتر بلئو، نویسنده «نژادهای افغانستان»، یکی دیگر از منابع مورد استناد این مقاله است. او در قرن نوزدهم از منطقه‌ای سخن گفته است که از مرزهای کابل و غزنی تا هرات و از حوالی قندهار تا بلخ امتداد داشته و آن را با جغرافیای تاریخی هزاره‌ها مرتبط دانسته است.

هادی میران با کنار هم قرار دادن این گزارش‌ها از مفهومی با عنوان «انقباض جغرافیایی» سخن می‌گوید؛ فرایندی که براساس آن، گستره حضور هزاره‌ها در نتیجه تحولات سیاسی، جنگ‌ها، جابه‌جایی‌های جمعیتی و تغییر مالکیت زمین، به‌تدریج محدودتر شده است.

در این بازخوانی، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف، جنگ‌های اواخر قرن نوزدهم در دوران امیر عبدالرحمن خان دانسته شده است. میران با استناد به منابع تاریخی می‌نویسد که هزاره‌ها در این دوره با جنگ، کشتار، اسارت، مالیات‌های سنگین، سربازگیری اجباری، کوچ و مصادره زمین روبه‌رو شدند و بخش‌هایی از زمین‌ها و چراگاه‌های آنان به گروه‌های دیگر واگذار شد.

فیض‌محمد کاتب هزاره در «سراج‌التواریخ» از ابعاد گسترده سرکوب هزاره‌ها و تغییرات جمعیتی این دوره سخن گفته است. منابع پژوهشی جدیدتر، از جمله «دانشنامه ایرانیکا»، نیز جنگ‌های عبدالرحمن علیه هزاره‌ها و پیامدهای سیاسی، اجتماعی و جغرافیایی آن را بررسی کرده‌اند.

میران همچنین مسئله هویت هزاره‌های حنفی‌مذهب را مطرح کرده و معتقد است بخشی از آنان طی یک قرن گذشته با هویت‌های قومی دیگری زیسته‌اند و در نتیجه از شمارش جمعیت هزاره‌ها بیرون مانده‌اند. این ادعا، به دلیل پیچیدگی تاریخی هویت قومی و نبود سرشماری‌های جامع و قابل مقایسه، از موضوعاتی است که به پژوهش مستقل و شواهد بیشتری نیاز دارد.

در نهایت، هادی میران نتیجه می‌گیرد که بررسی پیوسته منابع از قرن شانزدهم تا پایان قرن نوزدهم، تصویری از یک دگرگونی بزرگ جغرافیایی ارائه می‌کند؛ از حضور هزاره‌ها در حوزه‌های وسیع‌تر افغانستان تاریخی تا تمرکز بخش بزرگی از جمعیت آنان در مناطق مرکزی.

میران این روند را زمینه تبدیل‌شدن هزاره‌ها از آنچه او یک «اکثریت» تاریخی می‌خواند، به اقلیتی در معرض تبعیض و ستم می‌داند. با این حال، اثبات جمعیت‌شناختی مفهوم «اکثریت» نیازمند داده‌ها و شواهد تاریخی بیشتری است؛ زیرا بخش عمده منابع مورد استناد، بیش از آن‌که سرشماری‌های قابل مقایسه ارائه کنند، درباره گستردگی جغرافیایی حضور هزاره‌ها اطلاعات می‌دهند.

این بازخوانی در آستانه ۲۵ سپتامبر بار دیگر پرسشی تاریخی را مطرح می‌کند: جنگ‌ها، قتل‌عام‌ها، کوچ‌های اجباری و مصادره زمین طی سده‌های گذشته چه تأثیری بر جمعیت و جغرافیای هزاره‌ها گذاشته است؟

مطالب مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button