سفید نمایی طالبان؛ روایت‌سازی زنان و ساختارهای قدرت در افغانستان؛

سفید نمایی طالبان؛ روایت‌سازی زنان و ساختارهای قدرت در افغانستان؛

بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ موجب شکل‌گیری دو جریان متضاد و موازی در افغانستان شد؛ جریان مخالف طالبان که عمدتاً توسط زنان پیش‌قراول هدایت می‌شود و جریان موافق یا لابیگر طالبان که شامل زنان پروژه‌گیر، بخشی از زنان وابسته به ساختارهای قبیله‌یی و فعالان خارجی و «توریست‌ها» می‌شود. مقاومت مستمر زنان افغانستان در خیابان‌ها و شبکه‌های اجتماعی تا امروز اصلی‌ترین مانع به رسمیت‌شناسی بین‌المللی طالبان بوده است. این واقعیت، طالبان و حامیان بین‌المللی آن‌ها را بر این واداشته تا برای ایجاد مشروعیت و تغییر تصویر جهانی، از زنان و روایت‌های آنان به عنوان ابزار اصلی بهره ببرند. چنانچه طالبان در روزهای نخستین حاکمیت‌شان در افغانستان، زنانی را به عنوان حامی‌شان در داخل افغانستان با لباس‌های سیاه و چهره‌های پوشیده به خیابان آورده بودند تا حمایت اجتماعی زنان از حاکمیت‌شان را به نمایش بگذارند. با تأسف چنین سناریوهایی، باربار تکرار شد و به ابزاری مؤثر برای مشروعیت‌سازی داخلی و سفید نمایی چهرهٔ طالبان تبدیل شد. چنین سناریوها سبب شد که مقاومت واقعی زنان و اعتراضات اجتماعی آن‌ها کم‌اثر جلوه داده شود.

این تلاش نظام‌مند و هدفمند در علوم سیاسی به عنوان «Whitewashing» یا سفیدنمایی شناخته می‌شود و شامل تلاش‌ها برای بازسازی تصویر طالبان به شکلی «قابل قبول، معتدل و مشروع» است.

طالبان به سفیدنمایی معنای بازنمایی گزینشی و زیباسازی مصنوعی واقعیت است؛ فرایندی که تلاش دارد محدودیت‌ها و خشونت‌های ساختاری علیه زنان را پنهان کند، امنیت و ثبات ظاهری ایجاد نماید و این تصور را به جهانیان منتقل کند که طالبان حمایت اجتماعی گسترده دارد. این روایت نه تنها از طریق فعالیت رسانه‌یی خود طالبان، بلکه با مشارکت فعال زنان و پروژه‌های بین‌المللی و شبکه‌های قبیله‌یی شکل می‌گیرد. طالبان به خوبی می‌دانند که حضور زنان حامی‌شان و تولید روایت مثبت از سوی آنان، اثربخشی بیشتری بر افکار عمومی جهانی دارد نسبت به حضور مردان حامی یا سیاست‌مداران.

در پروسۀ لابیگری برای طالبان زنان خارجی و توریست‌ها نقش برجسته‌یی دارند/داشتند. این زنان که غالباً تجربه‌یی محدود و کنترل‌شده از افغانستان دارند و تنها مسیرهای امن و مناطق محدود را دیدند/می‌بینند، افغانستان را امن، آرام و قابل زندگی تصور می‌کنند. روایت آن‌ها با واقعیت میلیون‌ها زن افغانستان که از تحصیل، کار، سفر و حضور در اجتماع محروم هستند، فاصلۀ زیادی دارد؛ اما به دلیل جذابیت رسانه‌یی و قابلیت انتشار در شبکه‌های اجتماعی، به سرعت تبدیل به روایت غالب می‌شود. انگیزۀ زنان حامی گروه حاکم بر افغانستان، جدا از کسب امتیاز از آنان، از هیاهوی شبکه‌های مجازی نیز سود می‌برند که شامل جذب مخاطب، تجربه شخصی و حتی همسویی خواسته یا ناخواسته با سیاست‌های کشورهای خود در قبال طالبان است. فقدان شناخت عمیق از ساختارهای اجتماعی و فشارهای مردسالار، سبب می‌شود روایت آن‌ها سطحی و ناقص باشد، اما اثرگذاری آن بر چهرۀ طالبان نزد جامعۀ بین‌المللی را نباید نادیده گرفت.

همزمان، زنان پروژه‌گیر و فعالان مرتبط با نهادهای بین‌المللی نیز نقش مؤثری در سفید نمایی طالبان ایفا می‌کنند. این زنان با بهره‌گیری از بودجه‌ها، پروژه‌ها و شبکه‌های جهانی، طالبان را به‌عنوان ساختار «عادل، مسئول و قابل تعامل» معرفی کرده و تجربه فردی محدود خود را به‌عنوان واقعیت عمومی بازنمایی می‌کنند. این فرایند نه تنها مشروعیت داخلی طالبان را افزایش می‌دهد، بلکه روایت‌های علمی و رسانه‌یی را نیز شکل می‌دهد که از دیدگاه ناظران بین‌المللی، معتبر جلوه می‌کند؛ در حالی که وضعیت واقعی زنان افغانستان همچنان با محدودیت، خشونت و محرومیت همراه است.

نقش برخی از زنان تاثیرگذار پشتون در سفیدنمایی طالبان نیز اهمیت ویژه‌یی دارد. برخی از زنان پشتون طالبان را ادامه طبیعی نظم قبیله‌یی و قدرت تاریخی قوم خود می‌دانند. در چنین ساختاری، هویت قومی بر هویت جنسیتی اولویت دارد و حفظ قدرت قبیله‌یی بر حقوق زنان مقدم است. طالبان از این زنان برای ایجاد تصویر حمایت داخلی بهره می‌برند.
سفیدنمایی طالبان نه تنها با هدف مشروعیت داخلی انجام می‌شود، بلکه کاهش فشار بین‌المللی و مدیریت تصویر جهانی طالبان را نیز دنبال می‌کند. طالبان می‌دانند که مقاومت زنان مهم‌ترین مانع بر رسمیت‌یابی آن‌هاست؛ بنابراین روایت‌های جایگزین، چه از طریق زنان خارجی، چه زنان پروژه‌گیر و چه زنان داخلی و خارجی وابسته به ساختارهای قبیله‌یی، ایجاد می‌شود تا این مقاومت کم‌اثر جلوه کند. این روند به نوعی تغییر صحنه نبرد از خیابان به رسانه و شبکه‌های جهانی است، جایی که تصویر مطلوب طالبان جایگزین واقعیت محدودیت و خشونت علیه زنان می‌شود.

جان کلام این‌که، سفیدنمایی طالبان یک فرایند چندلایه و برنامه‌ریزی‌شده‌یی‌ست که درد میلیون‌ها زن را پنهان می‌کند، مقاومت مدنی را کم‌رنگ جلوه می‌دهد و مسیر مشروعیت‌ داخلی و بین‌المللی طالبان را هموار می‌سازد. تنها روایت صادقانه و مستمر، روایت زنان معترض افغانستان است که با وجود فشار، تهدید و محدودیت، صدای جامعه و وضعیت واقعی زنان را به جهان منتقل می‌کنند. تاریخ نشان خواهد داد که طالبان روایت خود را از طریق سفیدنمایی ساخته‌اند، اما مقاومت زنان، صدای حقیقی و تغییردهنده‌‌یی‌ست که نمی‌توان آن را خاموش کرد.

نویسنده: گروه نویسندگان رسانه بودا

مطالب مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنان بخوانید:
Close
Back to top button