مینا کشورکمال؛ صدایی که خاموش نشد و فراتر از مرگ رفت

مینا کشورکمال؛ صدایی که خاموش نشد و فراتر از مرگ رفت

چهارم فبروری، مصادف با ۱۵ دلو، سی‌وپنجمین سال‌روز کشته‌شدن مینا کشورکمال، بنیان‌گذار «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» (راوا) است؛ زنی که در یکی از بحرانی‌ترین و متراکم‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر افغانستان، ققنوس‌وار از میان دود اشغال خارجی، جنگ‌های نیابتی و بنیادگرایی مذهبی قد برافراشت.

مینا از همان آغاز دریافت که ستم بر زنان پدیده‌ای فرعی یا حاشیه‌ای نیست، بلکه ریشه در ساختارهای قدرت دارد و در قالب‌های گوناگون ایدئولوژیک از راست تا چپ و از بنیادگرایی مذهبی تا جریان‌های مدعی سکولاریسم، به‌گونه‌ای دوام‌دار بازتولید می‌شود.

مینا کشورکمال با چنین درکی، مبارزه را صرفاً به مطالبات حقوقی زنان محدود نساخت، بلکه آن را در پیوندی جدایی‌ناپذیر با آزادی، عدالت اجتماعی و رهایی کلیت جامعه‌ی افغانستان تعریف کرد. ایجاد «جمعیت انقلابی زنان افغانستان» (راوا) در سال ۱۳۵۶ خورشیدی، اقدامی جسورانه، مستقل و پرهزینه بود؛ تشکلی که آموزش، آگاهی سیاسی و افشای نظام‌مند خشونت‌های اشغال‌گران و نیروهای بنیادگرا را در کانون فعالیت‌های خود قرار داد.

مینا، بر این باور بود که بدون آگاهی به‌ویژه آگاهی زنان، هیچ تحول پایدار و ریشه‌داری امکان‌پذیر نیست. از همین‌رو، آموزش دختران، توان‌مندسازی زنان و شکستن سکوت در برابر تبعیض ساختاری و خشونت سازمان‌یافته، به رسالت محوری این جنبش بدل شد.

مینا کشورکمال، زاده‌ی ۷ حوت ۱۳۳۴ در کابل، تحصیلات خود را در دانش‌کده‌ی شرعیات دانش‌گاه کابل آغاز کرد؛ اما برخلاف جریان مسلط آن فضا، به اندیشه‌های عدالت‌محور و سوسیالیستی گرایش یافت. اشغال افغانستان از سوی ارتش شوروی در ۶ جدی ۱۳۵۸، نقطه‌ی عطفی در مسیر سیاسی او بود؛ رویدادی که مینا را به کنش‌گری مستقل و علنی علیه اشغال، استبداد دولتی و افراط‌گرایی سوق داد.

نقش او در سازمان‌دهی تظاهرات ۹ ثور ۱۳۵۹ و حضور فعالش در مجامع بین‌المللی از جمله سخنرانی در کنگره‌ی حزب سوسیالیست فرانسه در سال ۱۹۸۱، نشان داد که او هم‌زمان با مخالفت صریح با اشغال شوروی، نسبت به‌خطر نیروهای بنیادگرا و معامله‌های سیاسی بر سر سرنوشت مردم افغانستان به‌ویژه برای زنان، هشدار می‌داد؛ موضعی آگاهانه و مستقل که فراتر از وابسته‌گی‌های حزبی و چارچوب‌های ایدئولوژیک شکل گرفته بود.

ترور مینا کشورکمال، در ۴ فبروی ۱۹۸۷ / ۱۳۶۵ هجری شمسی، در کویته‌ پاکستان، تلاشی هدف‌مند برای خاموش‌کردن صدایی بود که هم‌زمان با اشغال خارجی، بنیادگرایی مذهبی و مردسالاری افراطی مقابله می‌کرد. با این حال، حذف فیزیکی او نتوانست اندیشه‌اش را متوقف سازد.

با گذشت سی‌وپنج سال و در شرایطی که زنان افغانستانی بار دیگر تحت حاکمیت طالبان از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم‌اند، بازخوانی راه و اندیشه‌ی مینا ضرورت تاریخی، سیاسی و اخلاقی دارد؛ یادآوری این حقیقت که مبارزه برای آزادی و برابری، تنها با ایستادن آگاهانه و مشترک زنان و مردان افغانستانی در کنار هم معنا می‌یابد.

با این حال، واقعیت ام‌روز افغانستان نشان می‌دهد که ایده‌ها و اهداف مینا کشورکمال، هنوز تحقق نیافته‌اند؛ محدودیت‌های شدید بر آموزش دختران، محرومیت از مشارکت اجتماعی و سیاسی، و سرکوب فعالان حقوق زنان، نمونه‌هایی از بازتولید همان ساختارهای قدرت و بنیادگرایی‌ست که مینا علیه آن‌ها مبارزه می‌کرد. اندیشه‌‌ی او بر این اصل استوار بود که بدون آگاهی و مشارکت فعال زنان، هیچ تحول پایدار و عدالت اجتماعی محقق نخواهد شد. بازخوانی راه او، نه تنها یادآور شجاعت و مقاومت تاریخی زنان افغانستانی است، بلکه چراغ راهی‌ست برای ادامه‌ی مبارزه علیه تبعیض و خشونت، و برای تحقق جامعه‌ای که در آن حقوق انسانی و آزادی، به‌ویژه برای زنان، به‌عنوان پایه‌ی هر تحول اجتماعی به رسمیت شناخته شود.

دست‌اندرکاران رسانه بودا

مطالب مرتبط

جواب دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to top button